foster

[ایالات متحده]/ˈfɒstə(r)/
[بریتانیا]/ˈfɑːstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترویج کردن; تشویق کردن; پرورش دادن
adj. توسط شخصی غیر از والدین زیستی خود بزرگ شده

عبارات و ترکیب‌ها

foster parents

سرپرست فرزند

foster child

فرزند جایگزین

foster care

نگهداری از کودکان

foster family

خانواده جایگزین

foster home

خانه جایگزین

foster father

پدر جایگزین

foster son

پسر جایگزین

jodie foster

جودی فوستر

جملات نمونه

foster a secret hope.

پرورش یک امید مخفی

foster parents; foster grandparents; a foster home.

والدین سرپرست؛ پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های سرپرست؛ یک خانه سرپرست

a campaign to enrol more foster carers.

کمپیینی برای جذب سرپرست فرزند بیشتر.

the teacher's task is to foster learning.

وظیفه معلم این است که یادگیری را پرورش دهد.

foster the thought of serving the people

فکر خدمت به مردم را پرورش دهید

foster hopes for success

پرورش دادن امید به موفقیت

P-is a powerful aid to foster attachments.

P-یک کمک قدرتمند برای ایجاد پیوندها است.

to foster an interest in music

برای پرورش علاقه به موسیقی

they need volunteers to act as foster-parents.

آنها به داوطلبان برای ایفای نقش والدین سرپرست نیاز دارند.

bear and foster offspring.See Synonyms at nurture

تولد و پرورش نوادگان. برای مترادف‌ها به پرورش نگاه کنید

the children were placed with foster-parents.

کودکان با والدین سرپرست قرار داده شدند.

she settled in happily with a foster family.

او به طور خوشحال با یک خانواده سرپرست ساکن شد.

Mr Foster is a tower of strength to his party.

آقای فوستر یک ستون قدرت برای حزبش است.

نمونه‌های واقعی

We are committed to fostering new music talent.

ما متعهد به پرورش استعدادهای موسیقی جدید هستیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But recently, Moscow and Pyongyang have been fostering warmer relations.

اما اخیراً، مسکو و پیونگ‌یانگ روابط گرم‌تری را ایجاد کرده‌اند.

منبع: CNN Selected March 2015 Collection

It has the potential to foster unprecedented human creativity.

این پتانسیل را دارد که خلاقیت بی‌سابقه انسانی را پرورش دهد.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

I was trying to foster peace and cooperation.

من سعی داشتم صلح و همکاری را ایجاد کنم.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

His littermates have been placed in another foster rescue.

برادران و خواهرانش در یک مرکز نجات‌دهنده متعهد قرار گرفته‌اند.

منبع: Growing Up with Cute Pets

Secrecy fosters suspicions that the contents are dreadful.

محرمانه بودن باعث ایجاد تردیدهایی می‌شود که محتواها وحشتناک هستند.

منبع: The Economist - International

We`ll head to North Carolina and we`ll meet our fosters and rescues there.

به کارولینای شمالی خواهیم رفت و در آنجا با متعهدین و نجات‌یافتگانمان ملاقات خواهیم کرد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

A Worcester man accused of trading his foster son for gasoline.

یک مرد از ورستستر به اتهام معامله پسر متعهدش با بنزین.

منبع: Idol speaks English fluently.

The question is whether its creation will foster competition or demand restraint.

سوال این است که آیا ایجاد آن باعث ایجاد رقابت خواهد شد یا نیاز به خویشتن‌داری را طلب می‌کند.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

There are economists who warn that remittances can foster a dependency on outside money.

اقتصاددانانی وجود دارند که هشدار می‌دهند حواله‌ها می‌توانند باعث وابستگی به پول خارجی شوند.

منبع: Economic Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید