allayed

[ایالات متحده]/əˈleɪd/
[بریتانیا]/əˈleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v کاهش دادن یا تسکین دادن (چیزی ناخوشایند)

عبارات و ترکیب‌ها

allayed fears

کاهش ترس

allayed concerns

کاهش نگرانی

allayed suspicions

کاهش شک و تردید

allayed anger

کاهش خشم

allayed anxiety

کاهش اضطراب

جملات نمونه

his concerns were allayed by the doctor's reassuring words.

نگرانی‌های او با سخنان دلگرم‌کننده پزشک برطرف شد.

the news allayed her fears about the upcoming exam.

این خبر ترس‌های او را در مورد امتحان پیش رو از بین برد.

the manager's calm demeanor allayed the employee's anxieties.

رفتار آرام مدیر، نگرانی‌های کارمند را کاهش داد.

the presence of the security guard allayed their fears of being robbed.

حضور نگهبان امنیتی ترس آن‌ها را از اینکه دزدیده شوند، از بین برد.

her explanation allayed any suspicion he might have had.

توضیحات او هر گونه سوءظنی را که ممکن بود داشته باشد، از بین برد.

the promise of a bonus allayed the workers' discontent.

وعده دریافت پاداش نارضایتی کارگران را کاهش داد.

his reassuring voice allayed her worries about the situation.

صدای دلگرم‌کننده او نگرانی‌های او را در مورد وضعیت از بین برد.

the evidence presented allayed their doubts about his innocence.

شواهدی که ارائه شد، تردیدهای آن‌ها را در مورد بی‌گناهی او از بین برد.

his calm response allayed the tension in the room.

پاسخ آرام او تنش را در اتاق از بین برد.

the good news allayed their fears about the company's future.

خوش خبرها ترس آن‌ها را در مورد آینده شرکت از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید