already finished
already finished
already know
already know
already had a car.
از قبل ماشین داشت.
He's already been to the museum.
او از قبل به موزه رفته است.
I'm already overdrawn this month.
من این ماه از قبل بدهکار هستم.
we'd already been on board.
ما از قبل سوار کشتی شده بودیم.
The work is already complete inmanuscript.
کار از قبل در دست نویس کامل شده است.
The wintry sun was already low in the sky.
خورشید زمستانی از قبل در آسمان پایین بود.
already it was past four o’ clock.
از قبل از ساعت چهار گذشته بود.
he is already in articles .
او از قبل در مقالات است.
I believe we've already met.
من فکر میکنم از قبل ملاقات کردهایم.
Meredith was already calling out a greeting.
مریداث از قبل در حال فریاد زدن یک خوشامدگویی بود.
he was already countermanding her.
او از قبل دستورات او را نقض میکرد.
the company is already in default on its loans.
شرکت از قبل در حال عدم پرداخت وام های خود است.
there is already a little bit of needle between the sides.
از قبل کمی سوزن بین دو طرف وجود دارد.
I was already a week-and-a-half overdue.
من از قبل یک هفته و نیم تاخیر داشتم.
one who is already prostrate cannot be overthrown.
کسی که از قبل در حال افتاده است نمی تواند سرنگون شود.
priority is given to traffic already on the roundabout.
اولویت با ترافیکی که از قبل در دوراهی وجود دارد داده می شود.
most of these artists are already quite rich.
بیشتر این هنرمندان از قبل کاملاً ثروتمند هستند.
uniforms were already on the scene.
این لباس ها از قبل در صحنه بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید