before

[ایالات متحده]/bɪ'fɔː/
[بریتانیا]/bɪ'fɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. در موقعیتی در جلو؛ زودتر از؛ بالاتر از
conj. پیش از
adv. قبلاً؛ پیشین؛ زودتر.

عبارات و ترکیب‌ها

before sunrise

قبل از طلوع

long before

خیلی قبل از

well before

قبل از آن

before and after

قبل و بعد از

than before

نسبت به قبل

as before

همانند قبل

before long

تا مدتی

ever before

قبلا

than ever before

قبلا از همه

from before

از قبل

go before

قبل از رفتن

on or before

در یا قبل از

before all

قبل از همه

جملات نمونه

that was before the war.

آن قبل از جنگ بود.

an accessory before the fact.

یک معاون قبل از واقعیت.

the Monday before last.

دوشنبه‌ی قبل از هفته‌ی گذشته.

the day before was a blur.

روز قبل یک مه بود.

an hour before sunrise.

یک ساعت قبل از طلوع خورشید.

the night before last

شب قبل از هفته‌ی گذشته.

be important before everything

قبل از همه مهم باشید.

the month before last

ماه قبل از ماه گذشته.

before the tribunal of conscience

قبل از دادگاه وجدان.

run before a storm.

قبل از طوفان بدوید.

the day before yesterday

روز قبل از دیروز.

to wash before dinner

قبل از شام حمام کنید.

equal before the law.

در برابر قانون برابر.

Go before I cry.

برو قبل از اینکه گریه کنم.

I'll be home before dark.

من قبل از تاریکی هوا به خانه خواهم رفت.

the last hurdle before graduation.

آخرین مانع قبل از فارغ التحصیلی.

see you before long.

قبل از مدت زیادی می‌بینمت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید