in anger
با خشم
show anger
نشان دادن خشم
felt the anger of the crowd.
احساس خشم جمعیت کرد.
incur the anger of a friend.
خشم یک دوست را برانگیخت.
My anger began to seep away.
خشم من شروع به از بین رفتن کرد.
She was trembling with anger.
او با خشم می لرزید.
her anger was deflated.
خشم او تحلیل رفت.
an explosion of anger inside the factory.
یک انفجار خشم در داخل کارخانه.
there was a light frost of anger in Jackson's tone.
در لحن جکسون ردی از خشم وجود داشت.
inly stung with anger and disdain.
درونش با خشم و تحقیر نیش زد.
I still nurse anger and resentment.
هنوز هم خشم و کینه را در خود دارم.
A sudden impulse of anger arose in him.
یک موج ناگهانی خشم در وجودش پدید آمد.
Her anger was -ting.
خشم او - بود.
My anger has cooled.
خشم من فروکش کرده است.
Anger bereft him of words.
خشم او را از توان بیان انداخت.
Anger stung him into fighting.
خشم او را به مبارزه واداشت.
His anger quickly subsided.
خشم او به سرعت فروکش کرد.
She angers too quickly.
او خیلی سریع عصبانی میشود.
dissemble anger with a smile
خشم را با لبخند پنهان کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید