rage

[ایالات متحده]/reɪdʒ/
[بریتانیا]/reɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خشم; رفتار خشن و وحشی
vi. به شدت عصبانی بودن; محبوب و رایج بودن

عبارات و ترکیب‌ها

rage quit

ترک بازی به دلیل عصبانیت

red with rage

خشمگین و سرخ

all the rage

بسیار محبوب

road rage

خشم در جاده

be the rage

محبوب و پرطرفدار بودن

جملات نمونه

a wide rage of temperature

طیف گسترده‌ای از دما

Mark was apoplectic with rage at the decision.

مارک با خشم تصمیم گرفته شده عصبانی بود.

a jealousy and rage native to him.

حسادت و خشم ذاتی او.

the rising rage of the sea.

افزایش خشم دریا.

get ready to rage!.

آماده خشم باشید!.

incontrollable rage; incontrollable children.

خشم غیرقابل کنترل؛ کودکان غیرقابل کنترل.

he raged at the futility of it all.

او در برابر پوچی آن عصبانی بود.

the argument raged for days.

بحث‌ها برای روزها ادامه داشت.

Short hair is all the rage at the moment.

کوتاهی مو در حال حاضر مد است.

raged at the mindless bureaucracy.

خشمگین بود از بوروکراسی بی‌فکر.

A storm raged through the mountains.

طوفانی در کوه ها رعد و برق زد.

The plague raged for months.

طاعون برای ماه ها خشمگین بود.

Rage swelled within me.

خشم درونم موج زد.

My father was in a rage last night.

پدرم شب گذشته خشمگین بود.

Long hair is all the rage now.

موهای بلند اکنون مد هستند.

The dispute raged on for a year.

اختلاف برای یک سال ادامه داشت.

He raged against me.

او علیه من خشمگین بود.

The infection raged through the city.

عفونت در سراسر شهر گسترش یافت.

نمونه‌های واقعی

You know, " rage, rage against the dying of the light! "

می‌دانید، "خشم کنید، علیه خاموشی نور!"

منبع: Learning charging station

How do I not rage at a Rage game?

چگونه نباید در برابر یک بازی Rage عصبانی شوم؟

منبع: Hobby suggestions for React

It feasts on our aggression our rage.

این بر خشم و تهاجم ما تغذیه می‌کند.

منبع: Lost Girl Season 2

There was a perfect rage for demolition.

خشم مناسبی برای تخریب وجود داشت.

منبع: Around the World in Eighty Days

Dust storms rage across the planet.

طوفان‌های گرد و غبار در سراسر سیاره خشمگین هستند.

منبع: Searching for life on Mars

A modicum of calm cooled his rage now.

مقدار کمی آرامش اکنون خشم او را فرو نشاند.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Oh! There isn't enough chamomile tea in the world to quell the rage in my heart.

وای! در این دنیا چای بابونه کافی وجود ندارد تا خشم در قلب من را فرو نشاند.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

For two more hours Ned Land's rage increased.

برای دو ساعت دیگر، خشم ند لند بیشتر شد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Fueled by blood lust, the Allosaurus unleashes his rage on the wounded rival.

با سوختن خونخواهی، آلوزارور خشم خود را بر رقیب زخمی آزاد می‌کند.

منبع: Jurassic Fight Club

Fighting has been raging in the town of Palma.

درگیری‌ها در شهر پالما در حال رقص است.

منبع: BBC World Headlines

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید