anticlimactic

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪˈklɪm.æt.ɪk/
[بریتانیا]/ænˈtɪˌklɪmætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمتر از انتظارات؛ ناامیدکننده. ; فاقد هیجان یا شدت؛ کم‌اثر.

عبارات و ترکیب‌ها

anticlimactic ending

پایان ضد اوج

anticlimactic letdown

ناامیدی ضد اوج

anticlimactic disappointment

عدم رضایت ضد اوج

anticlimactic reveal

افشاگری ضد اوج

feeling anticlimactic

احساس ضد اوج

an anticlimactic performance

اجرای ضد اوج

anticlimactic atmosphere

فضای ضد اوج

جملات نمونه

the party turned out to be anticlimactic.

جشن به شكلي ضد اوج‌گرايي رقم خورد.

his grand speech had an anticlimactic ending.

سخنرانی بزرگ او با پایانی ضد اوج‌گرايي به پایان رسید.

the movie was so anticlimactic after the buildup.

فیلم بعد از اوج‌گیری‌ها بسیار ضد اوج‌گرايي بود.

it was an anticlimactic end to a long journey.

پس از یک سفر طولانی، پایان آن ضد اوج‌گرايي بود.

the proposal felt anticlimactic after all the planning.

پس از تمام برنامه‌ریزی‌ها، پیشنهاد ضد اوج‌گرايي به نظر می‌رسید.

the final act of the play was anticlimactic.

عمل پایانی نمایش ضد اوج‌گرايي بود.

his victory felt anticlimactic after such a tough competition.

پس از چنین مسابقه‌ای سخت، پیروزی او ضد اوج‌گرايي به نظر می‌رسید.

the concert was anticlimactic after the hype.

پس از تبلیغات زیاد، کنسرت ضد اوج‌گرايي بود.

the book had an anticlimactic ending.

کتاب با پایانی ضد اوج‌گرايي به پایان رسید.

his performance was anticlimactic after all the expectations.

پس از تمام انتظارات، عملکرد او ضد اوج‌گرايي بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید