authorised

[ایالات متحده]/ɔːθəraɪzd/
[بریتانیا]/awˈθɔːrˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی اجازه رسمی دادن برای انجام کاری
adj. دارای اجازه رسمی برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

authorised personnel

پرسنل مجاز

authorised representative

نماینده مجاز

authorised access

دسترسی مجاز

authorised dealer

نماینده مجاز

authorised version

نسخه مجاز

authorised signatory

امضاکننده مجاز

authorised repair centre

مرکز تعمیر مجاز

authorised distribution

توزیع مجاز

authorised user

کاربر مجاز

authorised use only

فقط برای استفاده مجاز

جملات نمونه

the authorised personnel can access the secure area.

افراد مجاز می‌توانند به منطقه امن دسترسی داشته باشند.

only authorised users can download the software.

فقط کاربران مجاز می‌توانند نرم‌افزار را دانلود کنند.

the company authorised the release of new products.

شرکت اجازه انتشار محصولات جدید را صادر کرد.

she is the authorised representative for the organization.

او نماینده مجاز سازمان است.

all transactions must be authorised by a manager.

همه تراکنش‌ها باید توسط مدیر مجاز شود.

he received an authorised document for his travel.

او یک سند مجاز برای سفر خود دریافت کرد.

the authorised dealer will provide warranty services.

نماینده مجاز خدمات گارانتی ارائه خواهد داد.

we need to ensure that all changes are authorised.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه تغییرات مجاز هستند.

the project requires authorised approval before proceeding.

پروژه قبل از ادامه نیاز به تاییدیه مجاز دارد.

he was authorised to sign contracts on behalf of the company.

او مجاز به امضای قراردادها از طرف شرکت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید