permitted

[ایالات متحده]/pəˈmɪtɪd/
[بریتانیا]/pərˈmɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مجاز یا مجوز داده شده; زمان گذشته و قسمت گذشته permit

عبارات و ترکیب‌ها

not permitted

مجاز نیست

permitted use

استفاده مجاز

legally permitted

قانونی مجاز

permitted activities

فعالیت‌های مجاز

permitted hours

ساعات مجاز

permitted area

منطقه مجاز

permitted actions

اقدامات مجاز

permitted items

مواد مجاز

permitted changes

تغییرات مجاز

permitted exceptions

استثنائات مجاز

جملات نمونه

only employees are permitted to enter this area.

فقط به کارمندان اجازه ورود به این منطقه داده می‌شود.

photography is not permitted in the museum.

عکاسی در موزه مجاز نیست.

pets are permitted in the outdoor seating area.

حیوانات خانگی در فضای نشیمن روباز مجاز هستند.

students are permitted to use calculators during the exam.

دانشجویان مجاز به استفاده از ماشین حساب در طول امتحان هستند.

smoking is not permitted on the premises.

کشیدن سیگار در این ملک مجاز نیست.

guests are permitted to check in after 3 pm.

مهمانان مجاز به ورود بعد از ساعت 3 بعد از ظهر هستند.

only authorized personnel are permitted to access the files.

فقط پرسنل مجاز حق دسترسی به فایل‌ها را دارند.

children are permitted to play in the park.

بچه ها مجاز به بازی در پارک هستند.

food and drinks are permitted at the event.

غذا و نوشیدنی در این رویداد مجاز است.

parking is permitted only in designated areas.

پارک فقط در مناطق تعیین شده مجاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید