unauthorized

[ایالات متحده]/ʌnˈɔ:θəˌraɪzd/
[بریتانیا]/ʌn'ɔθəraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمجاز; مجاز نیست; فراتر از صلاحیت

عبارات و ترکیب‌ها

unauthorized access

دسترسی غیرمجاز

unauthorized use

استفاده غیرمجاز

unauthorized reproduction

بازتولید غیرمجاز

جملات نمونه

The train made an unauthorized stop.

قطار متوقف غیرمجاز شد.

make an unauthorized change

تغییر غیرمجاز انجام دهید

this prevents unauthorized access or inadvertent deletion of the file.

این امر از دسترسی غیرمجاز یا حذف ناخواسته فایل جلوگیری می‌کند.

The company docks its employees for unauthorized absences.

شرکت به دلیل غیبت‌های غیرمجاز، حقوق کارمندان را کسر می‌کند.

security products are designed to protect information from unauthorized access.

محصولات امنیتی برای محافظت از اطلاعات در برابر دسترسی غیرمجاز طراحی شده اند.

Use of unauthorized replacement parts may void the warranty. In all cases, US Laser will be the sole judge as to what constitutes warrantable damage.

استفاده از قطعات یدکی غیرمجاز ممکن است گارانتی را باطل کند. در همه موارد، US Laser تنها قاضی خواهد بود که چه چیزی به عنوان آسیب قابل ضمانت تلقی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید