prohibited

[ایالات متحده]/prəˈhɪbɪtɪd/
[بریتانیا]/prəˈhɪbɪtɪd/

ترجمه

v.past tense and past participle of prohibit
v.گذشته فعل و فعل ماضی و اسم فعل از منع

عبارات و ترکیب‌ها

prohibited areas

مناطعی که ممنوع هستند

prohibited behavior

رفتار ممنوع

prohibited items

وسایل ممنوع

prohibited zone

منطقه ممنوع

prohibited parking

پارکینگ ممنوع

being prohibited

ممنوع بودن

prohibited access

دسترسی ممنوع

strictly prohibited

به شدت ممنوع

prohibited entry

ورود ممنوع

was prohibited

ممنوع بود

جملات نمونه

smoking is strictly prohibited in this area.

کشیدن سیگار در این منطقه به شدت ممنوع است.

the use of flash photography is prohibited inside the museum.

استفاده از فلاش در داخل موزه ممنوع است.

bringing outside food is prohibited in the dining hall.

وارد کردن غذا از بیرون به سالن غذاخوری ممنوع است.

access to this restricted zone is strictly prohibited.

دسترسی به این منطقه محدود به شدت ممنوع است.

the sale of alcohol is prohibited on this street.

فروش الکل در این خیابان ممنوع است.

parking is prohibited on double yellow lines.

پارک کردن روی خطوط زرد دوگانه ممنوع است.

hunting is prohibited within the national park boundaries.

شکار در داخل محدوده پارک ملی ممنوع است.

the possession of these items is prohibited by law.

نگهداری این اقلام طبق قانون ممنوع است.

littering is prohibited and will result in a fine.

آلودگی و پخش زباله ممنوع است و منجر به جریمه خواهد شد.

the unauthorized use of this equipment is prohibited.

استفاده غیرمجاز از این تجهیزات ممنوع است.

fishing is prohibited without a valid permit.

ماهیتکشی بدون داشتن مجوز معتبر ممنوع است.

the distribution of flyers is prohibited in this area.

توزیع بروشورها در این منطقه ممنوع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید