babe

[ایالات متحده]/beɪb/
[بریتانیا]/beb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کودک بسیار کوچک؛ یک دختر؛ شخصی که بی‌گناه و ساده‌لوح است

عبارات و ترکیب‌ها

Hey babe

عزیزم

Sweet babe

عسلم

My babe

بچه من

Little babe

بچه کوچولو

Cute babe

بچه بامزه

جملات نمونه

a babe in arms.

یک نوزاد در آغوش

a babe scarce two years old.

یک نوزاد که به سختی دو سال دارد.

as innocent as a babe unborn

تازه نفس به سان یک نوزاد هنوز متولد نشده

His husband didn’t want a babe that was none of his.

همسرش نمی‌خواست نوزادی که متعلق به او نبود.

The babe in her arms was very lovely.

نوزادی که در آغوشش بود بسیار زیبا بود.

How do you feel about that, babe?

در مورد آن چه احساسی داری، عزیزم؟

He’s a babe in arms in financial matters.

او در امور مالی یک نوزاد است.

a babe in arms, less than twelve months old.

یک نوزاد در آغوش، کمتر از دوازده ماه.

"What should ail me, to harm this misbegotten and miserable babe?

چه چیزی باید باعث بیماری من شود تا این نوزاد بدشگون و بدبخت را آزار دهم؟

Do you know the woman with a babe in her arms?

آیا زن با نوزادی در آغوشش را می‌شناسی؟

We’re still babes in the woods when it comes to computer technology.

ما هنوز در مورد فناوری کامپیوتر نوزاد هستیم.

Give you any chance to be androcentrism. But when at home, you are my babe, and I could do anything what I want.

به شما هر فرصتی برای مردسالاری بدهید. اما وقتی در خانه هستید، شما عزیزم هستید و می‌توانم هر کاری که می‌خواهم انجام دهم.

It was my daughter who told me I should enjoy life more. She’s only four years old, but out of the mouths of babes …

این دختر من بود که به من گفت باید بیشتر از زندگی لذت ببرم. او فقط چهار سال دارد، اما از دهان نوزادان...

نمونه‌های واقعی

Wow. I was really enjoying everyone's... Oh, thanks, babe!

وای. من واقعاً از بودن در کنار همه لذت می‌بردم... اوه، ممنون، عزیزم!

منبع: Learn to dress like a celebrity.

So she took the babe to the river Styx and dipped him in its waters.

بنابراین او نوزاد را به رودخانه استیکس برد و او را در آب‌های آن غوطه‌ور کرد.

منبع: American Elementary School English 6

That is some white people-level repression, babe.

این سطح سرکوب مردم سفیدپوست است، عزیزم.

منبع: Our Day Season 2

Hey, can you turn the light out, babe?

هی، می‌توانی چراغ را خام کنی، عزیزم؟

منبع: Our Day This Season 1

What do you want me to say, babe?

می‌خواهی چه بگویم، عزیزم؟

منبع: Our Day Season 2

Some babe he's plowing in New York.

نوزادی دارد که در نیویورک در حال کار است.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Bill Buckner. - Is this the best time, babe?

بیل باکنر. - آیا این بهترین زمان است، عزیزم؟

منبع: newsroom

Thanks, babe, but I got this. - All right.

ممنون، عزیزم، اما من این را دارم. - باشه.

منبع: S03

Hot babe, this is for me.

نوزاد جذاب، این برای منه.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Bearing thy heart, which I will keep so chary As tender nurse her babe from faring ill.

با حمل قلب خودت، که آن را با احتیاط نگه خواهم داشت، مانند پرستاری مهربان که نوزاد خود را از بدبختی دور نگه می‌دارد.

منبع: The complete original version of the sonnet.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید