honey

[ایالات متحده]/ˈhʌni/
[بریتانیا]/ˈhʌni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایعی شیرین، چسبنده و قهوه‌ای مایل به زرد که توسط زنبورها تولید می‌شود
adj. شیرین و خوشایند، مانند عسل
vt. شیرین کردن یا خوشمزه کردن با افزودن عسل
vi. به طرز شیرین یا با تعریف و تمجید صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

honey bee

کندو

honeycomb

سلول عسل

honey jar

شیشه عسل

honeydew

موز طلایی

honey peach

هلو عسلی

chinese honey

عسل چینی

bee honey

عسل زنبور

honey comb

کندو عسل

honey locust

سفیده عسلی

pure honey

عسل خالص

honey wine

شراب عسل

جملات نمونه

a honey of a car.

یک ماشین عالی

it's one honey of an adaptation.

این یک سازگاری بسیار خوب است.

the honey bag of a bee

کیسه عسل زنبور

Honey is very sweet.

عسل خیلی شیرین است.

a mixture of tea and honey;

مخلوطی از چای و عسل;

a source of honey and beeswax

منبع عسل و موم

A honey tongue,a heart of gall.

زبانی شیرین، قلبی پر از کینه.

honey oozed out of the comb.

عسل از شانه‌ها خارج شد.

TASMANIAN HONEY Vividly floral Tasmanian Honey leatherwood honey steps into a delicate while ganache before disappearing into the depths of its dark chocolate wrapping.

عسل تاسمانی. عسل تاسمانی با طعم گل، عسل چرمود، وارد یک گاناش سفید لطیف می شود قبل از اینکه در عمق بسته‌بندی شکلات تلخ خود محو شود.

make with the feet, honey—you're embarrassing Jim.

با پاها بازی کن، عزیزم—تو جیم را شرمسار می‌کنی.

one of Britain's rarest birds, the honey buzzard.

یکی از نادرترین پرندگان بریتانیا، باز شکاری عسل.

She got where she did by honeying up to the boss.

او با چاپیدن به رئیس، به جایی که رسید، رسید.

Hot lemon juice and honey is just the thing for a cold.

آب لیمو و عسل گرم، دقیقا همان چیزی است که برای سرماخوردگی لازم است.

Honey, are you here?I took the Jitney home.

عسل، اینجا هستی؟ من جیترین را به خانه بردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید