bails

[ایالات متحده]/beɪlz/
[بریتانیا]/bālz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پول پرداخت کردن برای آزاد کردن کسی از زندان.
n. پول پرداخت شده به دادگاه برای اجازه دادن به کسی برای آزاد شدن از زندان قبل از محاکمه.

عبارات و ترکیب‌ها

bails someone out

رهایی دادن کسی از زندان

bails someone in

قرار وثیقه دادن به کسی برای ماندن در زندان

جملات نمونه

the judge bails the defendant until the trial.

قاضی متهم را تا زمان برگزاری دادگاه آزاد می‌کند.

she bails out her friend when he is in trouble.

او دوستش را وقتی در مشکل است، آزاد می‌کند.

he bails on the meeting at the last minute.

او در دقیقه آخر از جلسه کناره‌گیری می‌کند.

the company bails out struggling businesses.

شرکت کسب‌وکارهای در حال دست و پا زدن را نجات می‌دهد.

when it rains, the team bails on outdoor activities.

وقتی باران می‌بارد، تیم از فعالیت‌های فضای باز کناره‌گیری می‌کند.

she quickly bails from the conversation.

او به سرعت از گفتگو خارج می‌شود.

the coach bails the players from practice.

مربی بازیکنان را از تمرین آزاد می‌کند.

he bails out of his responsibilities.

او از مسئولیت‌های خود کناره‌گیری می‌کند.

the government bails out the economy during a crisis.

در بحران، دولت اقتصاد را نجات می‌دهد.

she bails on plans with friends to stay home.

او برای ماندن در خانه، برنامه‌هایی را با دوستانش کنسل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید