bails someone out
رهایی دادن کسی از زندان
bails someone in
قرار وثیقه دادن به کسی برای ماندن در زندان
the judge bails the defendant until the trial.
قاضی متهم را تا زمان برگزاری دادگاه آزاد میکند.
she bails out her friend when he is in trouble.
او دوستش را وقتی در مشکل است، آزاد میکند.
he bails on the meeting at the last minute.
او در دقیقه آخر از جلسه کنارهگیری میکند.
the company bails out struggling businesses.
شرکت کسبوکارهای در حال دست و پا زدن را نجات میدهد.
when it rains, the team bails on outdoor activities.
وقتی باران میبارد، تیم از فعالیتهای فضای باز کنارهگیری میکند.
she quickly bails from the conversation.
او به سرعت از گفتگو خارج میشود.
the coach bails the players from practice.
مربی بازیکنان را از تمرین آزاد میکند.
he bails out of his responsibilities.
او از مسئولیتهای خود کنارهگیری میکند.
the government bails out the economy during a crisis.
در بحران، دولت اقتصاد را نجات میدهد.
she bails on plans with friends to stay home.
او برای ماندن در خانه، برنامههایی را با دوستانش کنسل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید