bested all expectations
از همه انتظارات بهتر عمل کرد
bested at chess
در شطرنج بهتر عمل کرد
bested by time
با گذشت زمان بهتر عمل کرد
bested the system
سیستم را پشت سر گذاشت
bested his rivals
رقیبانش را پشت سر گذاشت
bested her doubts
شکهایش را پشت سر گذاشت
bested the odds
شانسها را پشت سر گذاشت
she bested her opponent in the final match.
او حریفش را در مسابقه نهایی شکست داد.
he bested his own record this year.
او رکورد خودش را امسال شکست.
the team bested all expectations during the tournament.
تیم در طول مسابقات از همه انتظارات بهتر عمل کرد.
after months of training, she finally bested her fears.
پس از ماهها آموزش، او بالاخره ترسهایش را از بین برد.
they bested their rivals to win the championship.
آنها رقبای خود را شکست دادند تا قهرمان شوند.
he bested everyone in the quiz competition.
او در مسابقه آزمون همه را شکست داد.
she has bested many challenges in her career.
او بر بسیاری از چالشها در حرفهاش غلبه کرده است.
the athlete bested the previous world record.
ورزشکار رکورد جهانی قبلی را شکست داد.
he bested his colleagues in the sales competition.
او همکاران خود را در مسابقه فروش شکست داد.
with determination, she bested all her doubts.
با اراده، او تمام تردیدهای خود را از بین برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید