bested

[ایالات متحده]/ˈbestɪd/
[بریتانیا]/ˈbestɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبرای شکست دادن یا برتری جستن بر کسی در یک رقابت، مسابقه یا چالش.

عبارات و ترکیب‌ها

bested all expectations

از همه انتظارات بهتر عمل کرد

bested at chess

در شطرنج بهتر عمل کرد

bested by time

با گذشت زمان بهتر عمل کرد

bested the system

سیستم را پشت سر گذاشت

bested his rivals

رقیبانش را پشت سر گذاشت

bested her doubts

شک‌هایش را پشت سر گذاشت

bested the odds

شانس‌ها را پشت سر گذاشت

جملات نمونه

she bested her opponent in the final match.

او حریفش را در مسابقه نهایی شکست داد.

he bested his own record this year.

او رکورد خودش را امسال شکست.

the team bested all expectations during the tournament.

تیم در طول مسابقات از همه انتظارات بهتر عمل کرد.

after months of training, she finally bested her fears.

پس از ماه‌ها آموزش، او بالاخره ترس‌هایش را از بین برد.

they bested their rivals to win the championship.

آنها رقبای خود را شکست دادند تا قهرمان شوند.

he bested everyone in the quiz competition.

او در مسابقه آزمون همه را شکست داد.

she has bested many challenges in her career.

او بر بسیاری از چالش‌ها در حرفه‌اش غلبه کرده است.

the athlete bested the previous world record.

ورزشکار رکورد جهانی قبلی را شکست داد.

he bested his colleagues in the sales competition.

او همکاران خود را در مسابقه فروش شکست داد.

with determination, she bested all her doubts.

با اراده، او تمام تردیدهای خود را از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید