superior

[ایالات متحده]/suːˈpɪəriə(r)/
[بریتانیا]/suːˈpɪriər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاترین رتبه; متکبر; عالی
n. سرپرست; برنده
Word Forms
جمعsuperiors

عبارات و ترکیب‌ها

superior quality

کیفیت برتر

superior performance

عملکرد برتر

superior customer service

خدمات مشتری عالی

superior in

برتر از

superior court

دادگاه عالی

superior vena cava

ورید عالی

superior to others

برتر از دیگران

superior goods

کالاها با کیفیت بالا

superior mesenteric artery

سرخرگ میانی روده فوقانی

immediate superior

مافوق مستقیم

superior officer

افسر عالی‌رتبه

lake superior

سوبریر

superior room

اتاق برتر

mother superior

مادر عالی

superior limit

حداکثر حد

superior education

تحصیلات عالی

superior colliculus

صدیق کولیکولوس

superior rectus

مستقیم برتر

جملات نمونه

be superior in numbers

برتر از نظر تعداد بودن

be superior to temptation

در برابر وسوسه مقاومت کردن

be superior to hardships

در برابر سختی‌ها مقاومت کردن

The book is superior to that.

این کتاب از آن بهتر است.

be superior to others in understanding

در فهمیدن از دیگران برتر باشید.

it is superior to every other car on the road.

این از هر خودروی دیگری در جاده بهتر است.

obeying their superiors' orders.

با اطاعت از دستورات مافوق.

This machine is superior in many respects to that.

این دستگاه از آن دستگاه در بسیاری از جهات برتر است.

He has no superior in this respect.

او در این مورد هیچ برتری ندارد.

I submit to your superior judgement.

من در برابر قضاوت عالی شما تسلیم می‌شوم.

a book superior to his others.

کتابی بهتر از سایر کتاب‌های او.

has the advantage of a superior education;

از مزیت تحصیلات عالی برخوردار است.

You're a very superior young woman.

شما یک زن جوان بسیار برتر هستید.

She affected a superior air.

او وانمود کرد که از خود را برتر می‌داند.

That Northerners should feel superior on the racial issue was understandable.

اینکه شمالی‌ها احساس برتری نژادی کنند قابل درک بود.

fawned on her superior;

نسبت به مافوق خود تعارف کرد؛

نمونه‌های واقعی

Eye sight far superior to that of humans.

بینایی بسیار برتر از انسان‌ها.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

Did he think himself superior to everyone else?

آیا او فکر می‌کرد که از همه دیگران برتر است؟

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

This handbag is made of superior leather.

این کیف دستی از چرم برتر ساخته شده است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Khanakorn Pianchana had accused his superiors of trying to interfere with his legal verdicts.

خاناکورن پیانچانا، مافوق‌های خود را به تلاش برای دخالت در احکام قانونی‌اش متهم کرده بود.

منبع: BBC Listening Collection October 2019

My superiors insisted we not be seen together.

مافوق‌های من اصرار داشتند که نباید همدیگر را ببینیم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Looser zones frequently develop in the inferior and superior pubic rami of the pelvic bone.

مناطق شل‌تر به طور مکرر در رموس عمومی تحتانی و فوقانی استخوان لگن ایجاد می‌شوند.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

You view the machine as your superior?

آیا شما ماشین را به عنوان مافوق خود می‌بینید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Superior strength also applies within the pride.

قدرت برتر نیز در داخل گروه اعمال می‌شود.

منبع: Lion Mafia

Before coming on this trip, I told my superiors the truth about what happened that day.

قبل از رفتن به این سفر، حقیقت آنچه در آن روز اتفاق افتاد را به مافوق‌هایم گفتم.

منبع: VOA Special February 2020 Collection

They said Percy ought to have realised Crouch was off his rocker and informed a superior.

آنها گفتند که پرسی باید متوجه می‌شد که کروت دیوانه است و به یک مقام مسئول اطلاع می‌داد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید