biologically

[ایالات متحده]/baiə'lɔdʒikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از نظر زیست شناسی; بر اساس اصول یا تحقیقات زیست شناختی

جملات نمونه

Genistein is an isoflavone in the aglucone form .It is the biologically active form having a variety of biological activity.

ژن‌استئین یک ایزوفلاونوئید در فرم آگلوکن است. این فرم فعال بیولوژیکی است و دارای انواع مختلف فعالیت‌های بیولوژیکی است.

In this gaper, the developments md study on biologically activeisoxazole derivatives and their applications in pesticide and medicine were reviewed.

در این مقاله، پیشرفت‌ها و مطالعه بر روی مشتقات ایزوکساازول فعال بیولوژیکی و کاربردهای آنها در سموم دفع آفات و طب بررسی شد.

Lupeol, a pentacyclic triterpene present in mango, is a biologically active compound that has been reported to possess a number of pharmacologicalproperties in the in vivo and in vitro studies.

لوپول، یک تریتِرپِن پنتاسیکلیک موجود در مانگو، یک ترکیب فعال بیولوژیکی است که گزارش شده است دارای تعدادی خاصیت دارویی در مطالعات درون و خارج از بدن است.

This reparable strategy is based on such concepts that the failing myocyte accompanied with intrinsic defects in structure and function could be improved biologically .

این استراتژی قابل تعمیر بر اساس مفاهیمی است که میوکارد در حال از دست دادن با نقص‌های ذاتی در ساختار و عملکرد می‌تواند به صورت بیولوژیکی بهبود یابد.

Humans are biologically programmed to seek food when hungry.

انسان‌ها به صورت بیولوژیکی برنامه‌ریزی شده‌اند تا زمانی که گرسنه هستند به دنبال غذا بگردند.

Exercise can help improve biologically-based conditions such as high blood pressure.

ورزش می‌تواند به بهبود شرایط مبتنی بر بیولوژیکی مانند فشار خون بالا کمک کند.

Biologically, women tend to live longer than men.

به طور بیولوژیکی، زنان معمولاً بیشتر از مردان عمر می‌کنند.

Certain diseases are biologically inherited from parents.

برخی از بیماری‌ها به صورت بیولوژیکی از والدین به ارث می‌رسند.

Biologically speaking, sleep is essential for overall health.

به طور بیولوژیکی، خواب برای سلامتی کلی ضروری است.

Biologically, humans are classified as mammals.

به طور بیولوژیکی، انسان‌ها به عنوان پستانداران طبقه‌بندی می‌شوند.

Biologically, children go through various stages of development.

به طور بیولوژیکی، کودکان از مراحل مختلف رشد عبور می‌کنند.

Biologically, the brain is the most complex organ in the human body.

به طور بیولوژیکی، مغز پیچیده‌ترین عضو بدن انسان است.

Biologically, our bodies are designed to react to stress in certain ways.

به طور بیولوژیکی، بدن ما برای واکنش به استرس به روش‌های خاص طراحی شده است.

Biologically, humans are wired to seek social connections.

به طور بیولوژیکی، انسان‌ها برای برقراری ارتباطات اجتماعی برنامه‌ریزی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید