naturally

[ایالات متحده]/ˈnætʃrəli/
[بریتانیا]/ˈnætʃrəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که ذاتی یا طبیعی است; به روشی که خود به خود و بدون زور است.

جملات نمونه

she is naturally striking.

او به طور طبیعی جذاب است.

One will naturally ask why.

به طور طبیعی این سؤال پیش خواهد آمد که چرا.

few of us are naturally ambidextrous.

تعداد کمی از ما به طور طبیعی فردی با دست هستند.

my hair is just naturally thick and curly.

موهای من فقط به طور طبیعی ضخیم و مجعد هستند.

fair dealing came naturally to him.

معامله منصفانه به طور طبیعی برای او آسان بود.

they were naturally immune to hepatitis B.

آنها به طور طبیعی نسبت به hepatitis B مصونیت داشتند.

one leads naturally into the other.

یکی به طور طبیعی به دیگری منجر می شود.

naturally, I hoped for the best.

البته، من برای بهترین ها امیدوار بودم.

as adults we are naturally protective of children.

همانطور که بزرگسال هستیم، به طور طبیعی از کودکان محافظت می کنیم.

Making money came naturally to him.

به دست آوردن پول برای او به طور طبیعی بود.

Some people have naturally frizzy hair.

برخی افراد به طور طبیعی وز دارند.

Her hair is naturally wavy.

موهای او به طور طبیعی حالت دار است.

Salt occurs naturally in sea water.

نمک به طور طبیعی در آب دریا وجود دارد.

That question naturally suggested itself.

آن سؤال به طور طبیعی به ذهن خطور کرد.

She has a naturally sweet temper.

او ذاتاً مزاجی شیرین دارد.

a naturally gifted sportswoman

یک ورزشکار زن با استعداد ذاتی.

his naturally reserved manner

رفتار معقول و محتاط او به طور طبیعی.

He is a naturally shy, retiring man.

او مردی به طور طبیعی خجالتی و گوشه گیر است.

being naturally disposed towards speculation

به طور طبیعی به سمت حدس و گمان گرایش دارد

نمونه‌های واقعی

They acquire immunity naturally just like our bodies acquire immunity when we get a cold.

آنها به طور طبیعی مصونیت کسب می‌کنند، درست مانند بدن ما که وقتی سرما می‌گیریم مصونیت کسب می‌کنیم.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Stand naturally, not too stiff or slumped.

به طور طبیعی بایستید، نه خیلی سفت و نه خیلی خمیده.

منبع: Learning charging station

Use these contractions to speak English naturally.

برای صحبت کردن به طور طبیعی به زبان انگلیسی از این مخفف‌ها استفاده کنید.

منبع: Sara's British English class

The birds help protect the plants naturally.

پرندگان به محافظت از گیاهان به طور طبیعی کمک می‌کنند.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

Increasingly, women of color are using midwives to give birth naturally.

به طور فزاینده‌ای، زنان رنگین‌پوست از ماماهای برای زایمان طبیعی استفاده می‌کنند.

منبع: VOA Special January 2015 Collection

D) Entrepreneurs are more naturally driven to success.

د) کارآفرینان به طور طبیعی بیشتر به سمت موفقیت سوق داده می‌شوند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

The degree of secrecy naturally varies considerably.

میزان محرمانه بودن به طور طبیعی به طور قابل توجهی متفاوت است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

Number three, how to change topic naturally in a conversation.

شماره سه، چگونه به طور طبیعی موضوع را در یک مکالمه تغییر دهیم.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

They were like, wow, you can do this so naturally.

آنها مثل این بودند که: واو، شما می‌توانید این کار را به این آسانی و به طور طبیعی انجام دهید.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

Ah, at last, someone who wants to grow something naturally.

آه، بالاخره کسی که می‌خواهد چیزی را به طور طبیعی پرورش دهد.

منبع: The Growth History of a Little Princess

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید