Exercise can improve your physiologically fitness.
ورزش میتواند تناسب اندام فیزیولوژیکی شما را بهبود بخشد.
Meditation can help you relax physiologically and mentally.
مدیتیشن میتواند به شما کمک کند تا به طور فیزیولوژیکی و ذهنی آرامش بگیرید.
Laughing is physiologically beneficial for your body.
خندیدن برای بدن شما از نظر فیزیولوژیکی مفید است.
Sleep is essential for your physiologically well-being.
خواب برای سلامت فیزیولوژیکی شما ضروری است.
Stress can affect you both physiologically and psychologically.
استرس میتواند شما را هم از نظر فیزیولوژیکی و هم از نظر روانشناختی تحت تأثیر قرار دهد.
Eating a balanced diet is important for your physiologically health.
مصرف یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت فیزیولوژیکی شما مهم است.
Drinking enough water is crucial for your physiologically functions.
نوشیدن آب کافی برای عملکردهای فیزیولوژیکی شما بسیار مهم است.
Regular exercise can improve your physiologically well-being.
ورزش منظم میتواند سلامت فیزیولوژیکی شما را بهبود بخشد.
Maintaining a healthy lifestyle is key to your physiologically health.
حفظ یک سبک زندگی سالم برای سلامت فیزیولوژیکی شما کلیدی است.
Breathing exercises can help you regulate your physiologically responses.
تمرینات تنفسی میتوانند به شما کمک کنند تا پاسخهای فیزیولوژیکی خود را تنظیم کنید.
Although physiologically, not so far removed from this.
اگرچه از نظر فیزیولوژیکی، خیلی دور نیست.
منبع: English little tyrantBecause I mean physiologically it sounds like that's impossible.
چون من منظورم این است که از نظر فیزیولوژیکی به نظر می رسد غیرممکن باشد.
منبع: American English dialogueOur body is physiologically rewarding us for talking about ourselves online!
بدن ما به خاطر صحبت کردن در مورد خودمان آنلاین، به طور فیزیولوژیکی پاداش می دهد!
منبع: Asap SCIENCE SelectionEither he was physiologically primitive or Neandertal's posture had been misdescribed.
یا او از نظر فیزیولوژیکی بدوی بود یا وضعیت بدنی نئاندرتال ها به اشتباه توصیف شده بود.
منبع: A Brief History of EverythingPhysiologically impossible. Oh, Sheldon, please. Look, I am asking you as a friend.
از نظر فیزیولوژیکی غیرممکن. اوه، شلدون، خواهش می کنم. گوش کن، من به عنوان یک دوست از شما می پرسم.
منبع: The Big Bang Theory Season 2But physiologically, metabolism really describes every single biochemical reaction that goes on in your body.
اما از نظر فیزیولوژیکی، متابولیسم واقعاً هر واکنش بیوشیمیایی را که در بدن شما اتفاق می افتد، توصیف می کند.
منبع: Crash Course Anatomy and PhysiologyDuring the Cretaceous, dinosaurs evolved into the most physiologically advanced creatures in Earth's history.
در دوره کرتاسه، دایناسورها به پیشرفته ترین موجودات از نظر فیزیولوژیکی در تاریخ زمین تبدیل شدند.
منبع: Discovery Channel: Battle of the DinosaursYes, muscle development can be physiologically achieved in many ways, but they're not all equally practical.
بله، رشد عضلات می تواند به روش های مختلفی از نظر فیزیولوژیکی به دست آید، اما همه آنها به طور مساوی عملی نیستند.
منبع: Fitness Knowledge PopularizationThe problems arise when the learning doesn't take, and the dependency persists, even when their chronologically, physiologically adults.
مشکلات زمانی ایجاد می شود که یادگیری اتفاق نمی افتد و وابستگی ادامه می یابد، حتی زمانی که آنها از نظر زمانی و فیزیولوژیکی بزرگسال هستند.
منبع: Psychology Mini ClassThere's, like, almost a rise in your body physiologically.
در بدن شما تقریباً افزایش فیزیولوژیکی وجود دارد.
منبع: Harvard Business Review (Video Edition)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید