bleed

[ایالات متحده]/bliːd/
[بریتانیا]/bliːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث از دست دادن خون شدن؛ استخراج کردن

vi. خون از دست دادن؛ نشت کردن؛ غمگین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

nosebleed

خونریزی از بینی

stop the bleeding

متوقف کردن خونریزی

bleeding heavily

خونریزی شدید

internal bleeding

خونریزی داخلی

bleed for

برای خون دادن

bleed off

تخلیه

جملات نمونه

the picture bleeds on three sides.

تصویر در سه طرف پخش می‌شود.

His nose bleeds badly.

او به شدت از بینی خون می‌آید.

My heart bleeds for her.

قلبم برای او خون می‌بارد.

My heart bleeds for him.

قلبم برای او خون می‌بارد.

the amount of air bleed from the compressor.

میزان هوای تخلی شده از کمپرسور.

colour bleed is apparent on brighter hues.

نشت رنگ در رنگ‌های روشن آشکار است.

The grimalkin wants to bleed my white.

گریمالکین می‌خواهد سفیدی من را خونین کند.

My heart bleeds for the victims of the air crash.

قلبم برای قربانیان سانحه هوایی خون می‌بارد.

The cut on my arm bleed for a long time.

برش روی بازوی من برای مدت طولانی خونریزی کرد.

My heart bleeds for the starving children.

قلبم برای کودکان گرسنه خون می‌بارد.

Pitch bleeds freely from break in the bark.

قیر به طور آزادانه از شکستگی در پوست درخت نشت می‌کند.

to make it bleed great gouts of blood

تا آن را با غوطه‌های بزرگ خون به راه بیاندازد

some casualties were left to bleed to death .

برخی از تلفات رها شدند تا خونریزی کنند و بمیرند.

his policy of attempting to bleed British unions of funds.

سیاست او برای تلاش برای خالی کردن اتحادیه‌های بریتانیایی از بودجه.

I worked loosely with the oils, allowing colours to bleed into one another.

من به طور آزادانه با رنگدانه‌ها کار کردم و به رنگ‌ها اجازه دادم تا به یکدیگر نشت کنند.

To be woulded by your own understanding of love, and to bleed willingly and joyfull.

آسیب دیدن از درک خودتان از عشق و خونریزی با میل و شادی.

The boss tried to bleed his employees for every penny they had.

رئیس سعی کرد از کارمندانش برای هر پولی که داشتند، استفاده کند.

I closed on my finger and made it bleed when I closed the window.

من انگشت خود را بستم و وقتی پنجره را بستم، آن را خونین کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید