cut

[ایالات متحده]/kʌt/
[بریتانیا]/kʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. ایجاد یک برش یا شکاف با یک ابزار تیز
vt. کاهش دادن، آسیب رساندن به لحاظ عاطفی، غایب بودن
n. یک برش یا شکاف ایجاد شده با یک ابزار تیز

عبارات و ترکیب‌ها

cutting-edge

نوین

haircut

کوتاهی مو

cutting board

تخته برش

cutlery

وسایل غذاخوری

cut off

قطع شد

cut down

قطع کردن

cut in

وارد شدن

cut into

برش دادن به داخل

cut out

حذف کردن

cut back

کاهش دادن

cut short

کوتاه کردن

cut from

برداشتن از

cut through

میان بر زدن

cut down on

کاهش دادن

cut up

خرد کردن

cut back on

کاهش دادن

cut on

ادامه دادن

short cut

میانبر

cut away

دور کردن

tax cut

کاهش مالیات

power cut

قطع برق

cut across

عبور از

cut flower

گل‌های بریده

cut out for

مناسب بودن برای

جملات نمونه

cut it with a knife.

آن را با چاقو برش بزن.

That was a cut at me.

آن ضربه به من بود.

a cut in a speech.

یک برش در یک سخنرانی.

a cut in salary.

کاهش حقوق.

cut the noise; cut an engine.

صدا را کم کن؛ موتور را خاموش کن.

a cut of beef; a cut of cloth.

یک برش گوشت؛ یک برش پارچه.

cut to a dentist's surgery.

رفتن به مطب دندانپزشک.

cut the meat into dice.

گوشت را به شکل مکعبی برش بزن.

cut out the dramatics.

نمایش را کنار بگذار.

cut the pastry into rounds.

خمیر شیرینی را به شکل دایره برش بزن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید