bob

[ایالات متحده]/bɒb/
[بریتانیا]/bɑːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کوتاه کردن (مو) با بالا و پایین کردن سریع آن؛ کوتاه کردن (دم)

vi. حرکت سریع بالا و پایین (یا جلو و عقب)؛ پرش و خم کردن زانوها در یک حرکت سلام

n. حرکت سریع بالا و پایین (یا جلو و عقب)؛ یک پرش و خم کردن زانوها در سلام.

عبارات و ترکیب‌ها

bob dylan

باب دیلان

bob hope

باب هاپ

bob in

باب در

bob up

باب بالا

جملات نمونه

Bob is the hero of the novel.

باب قهرمان رمان است.

Bob is a fine type of schoolboy.

باب یک نمونه خوب از دانش آموز است.

Bob is growing old.

باب پیر می شود.

fill in the form, and Bob's your uncle.

فرم را پر کنید، و کار شما انجام شده است.

Nor is Bob anywise a good neighbor.

همچنین باب همسایه خوبی نیست.

Bob sends his love.

باب عشق خود را ارسال می کند.

I ran into Bob yesterday on main street.

من دیروز در خیابان اصلی با باب برخورد کردم.

Bob phoned twice today.

باب امروز دوبار تلفن کرد.

wear one’s hair in a bob

موهای خود را به صورت باب بپوشانید.

Bill wanted to let Bob join the team, but I said that was no dice because Bob was too young.

بیل می خواست به باب اجازه دهد به تیم بپیوندد، اما من گفتم که اینطور نیست زیرا باب خیلی جوان بود.

Let me introduce Bob, one of the club’s stalwart.

اجازه دهید باب را به شما معرفی کنم، یکی از ستون های باشگاه.

she could only manage a slight bob of her head.

او فقط می توانست سر خود را کمی تکان دهد.

Bob strongly disapproved of drinking and driving.

باب به شدت مخالف رانندگی در حالت مستی بود.

the Beatles, Bob Dylan, all the greats.

بیتلز، باب دیلن، همه بزرگان.

Bob makes it obvious he's keen on her.

واضح است که باب به او علاقه دارد.

true as Bob, I nearly went right through the windscreen.

همانطور که باب می گوید، من تقریباً از جلو شیشه عبور کردم.

Why do you talk so faggy, Bob?

چرا اینقدر مثل یک دوشیزه صحبت می کنی، باب؟

To switch the TV on, press the buttom , and bob's your uncle.

برای روشن کردن تلویزیون، دکمه را فشار دهید و کار شما انجام شده است.

The teachers were exasperated at / by Bob's cheat in the examination.

معلمان از تقلب باب در امتحان عصبانی بودند.

نمونه‌های واقعی

Did you mean it when you said she wouldn't have a bob?

آیا منظورتان این بود که گفتید او مدل موی باب نخواهد داشت؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

" Odds, bobs, hammer and tongs, I hear you" .

منبع: Peter Pan

" Hodor, " Hodor replied, bobbing his head.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

I always answer with the " I'm OK" head bob.

منبع: Friends Season 2

Bits and bobs means the same as bits and pieces.

تکه‌های ریز و ریز به معنای همان تکه‌های ریز و درشت است.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

It's got bits and bobs in it.

درون آن تکه های ریز و درشت وجود دارد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

For women, the bob was all the rage.

برای زنان، مدل موی باب بسیار محبوب بود.

منبع: The Evolution of English Vocabulary

She looks like Joan of Arc with the bob.

او با مدل موی باب شبیه ژاندارک است.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Oh, bob, prom...promise you won't hate me.

اوه، باب، رقص... قول بده که از من متنفر نشوی.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Oh, bits and bobs. Right. I've heard that.

اوه، تکه های ریز و درشت. درسته. شنیدم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید