boom

[ایالات متحده]/buːm/
[بریتانیا]/buːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. صدای عمیق و طنین‌دار ایجاد کردن؛ باعث موفقیت شدن
vi. صدای عمیق و طنین‌دار ایجاد کردن؛ تجربه رشد سریع
n. رفاه؛ صدای عمیق و طنین‌دار؛ میله‌ای برای بالا بردن

عبارات و ترکیب‌ها

boom and bust

شکست و رونق

economic boom

رشد اقتصادی

boom town

شهر رونق

boom in technology

رشد در فناوری

baby boom

رشد جمعیت نوزادان

boom in population

رشد جمعیت

boom in construction

رشد در ساخت و ساز

boom in sales

رشد در فروش

boom in tourism

رشد در گردشگری

business boom

رشد کسب و کار

oil boom

رشد نفت

sonic boom

بزرگ‌ترین صدای انفجار

telescopic boom

بازوی تلسکوپی

boom period

دوره رونق

baby boom generation

نسل رونق نوزادان

placing boom

قرار دادن بازو

جملات نمونه

a boom in the pink economy.

شکوفایی اقتصاد صورتی

joint a boom on a crane.

پیوستن به یک رونق بر روی یک جرثقیل

the reverberant booms of cannon.

طنین صدای توپ

sluing the boom of a crane.

چرخش بازوی جرثقیل

prophesying a stock-market boom;

پیش‌بینی یک رونق در بازار سهام;

the deep boom of the bass drum.

صدای عمیق و بم درام بیس

thunder boomed in the sky.

رعد و برق در آسمان طنین‌انداز بود.

the booming economy of southern China.

رشد سریع اقتصاد جنوب چین

a booming kick from the touchline.

ضربه محکم از خط کنار

the boom was followed by the present bust.

رشد و رونق با رکود فعلی همراه بود.

the boom and slump periods of a trade cycle.

دوره‌های رونق و رکود یک چرخه تجاری

the fund rode the growth boom in the 1980s.

صندوق سرمایه‌گذاری از رونق رشد در دهه 1980 بهره برد.

the economic boom was beginning to tail off.

رشد اقتصادی شروع به کاهش کرد.

He is booming as a teacher.

او به عنوان یک معلم بسیار موفق است.

The country is having a great boom in industry.

کشور در حال تجربه یک رونق بزرگ در صنعت است.

The economic boom tapered off in the 1970s.

رشد اقتصادی در دهه 1970 کاهش یافت.

نمونه‌های واقعی

The financial crisis abruptly turned the boom to bust.

بحران مالی به طور ناگهانی رونق را به رکود تبدیل کرد.

منبع: The Economist (Summary)

At that time there was a construction boom.

در آن زمان یک رونق ساخت و ساز وجود داشت.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Population experts say a law helped create the baby boom.

متخصصان جمعیتی می گویند قانونی به ایجاد رونق نوزادان کمک کرد.

منبع: 120 essays for the CET-4 dictation simulation training.

The National Bureau of Economic Research is the arbiter of America's economic booms and busts.

دفتر ملی تحقیقات اقتصادی، داور رونق ها و رکودهای اقتصادی آمریکاست.

منبع: CNN 10 Summer Special

Yeah. The pandemic fueled a tech boom.

بله. همه‌گیری یک رونق فناوری را تقویت کرد.

منبع: NPR News August 2022 Compilation

And then came the dot com boom.

و سپس رونق دات کام آمد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Many factors contributed to Harbin's winter tourism boom.

عوامل متعددی در رونق گردشگری زمستانی هاربین نقش داشتند.

منبع: Global Times Reading Selection

Witnesses near the scene heard an loud boom.

شهود نزدیک صحنه صدای مهیبی شنیدند.

منبع: NPR News June 2014 Compilation

The shuttle adds to America's consumer boom.

شاتل به رونق مصرف آمریکا می افزاید.

منبع: America The Story of Us

Number four, the long California boom is no more.

شماره چهار، رونق طولانی کالیفرنیا دیگر وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English August 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید