boozy

[ایالات متحده]/'buːzɪ/
[بریتانیا]/'bʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست، علاقه‌مند به الکل.

جملات نمونه

he was led astray by boozy colleagues.

او به دلیل همکاران مست، منحرف شد.

She had a boozy night out with her friends.

او یک شب سرگرم‌کننده با دوستانش گذراند.

The party turned into a boozy affair as the night went on.

همانطور که شب پیش می‌رفت، مهمانی به یک دورهمی پر هیاهو تبدیل شد.

He enjoys a boozy brunch on weekends.

او آخر هفته‌ها از یک صبحانه مفرح لذت می‌برد.

The pub is known for its boozy atmosphere.

بار به خاطر فضای پر جنب و جوشش معروف است.

They shared boozy stories around the campfire.

آنها دور آتش داستان‌های مفرح با هم به اشتراک گذاشتند.

The wedding reception was a boozy celebration.

دریافت شام عروسی یک جشن مفرح بود.

He woke up with a boozy headache.

او با سردرد مفرح از خواب بیدار شد.

The restaurant offers a selection of boozy cocktails.

رستوران مجموعه‌ای از کوکتل‌های مفرح ارائه می‌دهد.

She avoided the boozy crowd at the bar.

او از جمعیت مفرح در بار دوری کرد.

The holiday party was filled with boozy cheer.

جشن تعطیلات با شادی مفرح پر شده بود.

نمونه‌های واقعی

Some were described as boozy parties.

برخی از آنها به عنوان مهمانی های پر الکل توصیف شدند.

منبع: PBS English News

Both in pubs and at home, less boozy drinks are becoming popular.

هم در pubها و هم در خانه، نوشیدنی های کم الکل تر محبوبیت بیشتری پیدا می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Large vats of rice bubble over open flames, filling the air with boozy fumes.

دیگ های بزرگ برنج روی شعله های باز می جوشند و هوا را با دود الکلی پر می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

You know, it's not that boozy actually.

می دانید، در واقع آنقدرها هم الکلی نیست.

منبع: What to eat at Christmas?

So I turn a box of mix brownies into boozy chocolate truffles.

بنابراین من یک جعبه براونی مخلوط را به ترافل های شکلاتی الکلی تبدیل می کنم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

So I'm gonna turn these truffles into some fun boozy dessert.

بنابراین من قصد دارم این ترافل ها را به یک دسر الکلی سرگرم کننده تبدیل کنم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

I'll go out dancing in this, I'll go to a dinner, like a boozy dinner in this outfit, but I am.

من با این لباس می روم رقص، به یک شام می روم، مثل یک شام الکلی، اما من هستم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Alcoholic slushies can be made at home, requiring little more than a boozy base, mixer, ice and a blender.

اسلاشی های الکلی را می توان در خانه درست کرد، که به بیشتر از یک پایه الکلی، مخلوط کننده، یخ و مخلوط کن نیاز ندارد.

منبع: Selected English short passages

The rabbit is cooked really well and finishing it with that brandy that had been on fire but was definitely still boozy, was really nice.

خرگوش به خوبی پخته شده و با آن برندی که در آتش بود اما هنوز الکلی بود، واقعاً خوشمزه بود.

منبع: Gourmet Base

Well, I was at a rather boozy wedding party last night. And I had a bit too much champagne. Do you know any good hangover cures?

خب، من شب گذشته در یک مهمانی عروسی نسبتاً الکلی بودم. و کمی بیشتر از حد شامپاین نوشیدم. آیا می دانید درمان های خوبی برای سردرد دارید؟

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید