sober up
رأس گرفتن
stay sober
دوام بیاورید و هوشیار باشید
sober lifestyle
سبک زندگی هوشیار
a sober view of life.
دیدگاهی ممتنع از زندگی.
a sober grey suit.
یک کت و شلوار خاکستری باوقار
gave a sober assessment of the situation.
یک ارزیابی واقع بینانه از وضعیت ارائه داد.
the usually sober attire of British security service personnel.
لباس معمولاً محافظه کارانه پرسنل خدمات امنیتی بریتانیا.
The atomosphere of tense expectancy sobered everyone.
فضای پرتنش و انتظار باعث متانت همه شد.
I wish those noisy children would sober down.
ای کاش آن بچه های پر سر و صدا کمی آرام می شدند.
The man was still sober when he went home.
مرد هنوز هوشیار بود وقتی به خانه رفت.
The news sobered all of them.
اخبار همه آنها را به خود آورد.
The offender apologized when he sobered up.
متخلف وقتی هوشیار شد عذرخواهی کرد.
more sober views were vindicated by events.
دیدگاه های ممتنع تر توسط وقایع تایید شد.
Later she sobered down and married somebody else.
بعدها او به خود آمد و با شخص دیگری ازدواج کرد.
I was driving, so of course I was sober as a judge.
من رانندگی می کردم، بنابراین البته من به اندازه یک قاضی هوشیار بودم.
He talked to us in a sober friendly fashion.
او با لحنی دوستانه و ممتنع با ما صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید