get drunk
خوش گذرانیدن
drunk driving
رانندگی در حالت مستی
drunk on vodka.
مست الکل
be drunk and incapable
مست و ناتوان
Anyone who is not drunk is sober.
هر کسی که مست نیست، هوشیار است.
He was drunk last night.
او شب گذشته مست بود.
They are very tough on drunk drivers.
آنها با رانندگان مست بسیار سختگیر هستند.
a drunken brawl.See Usage Note at drunk
یک درگیری مستانه. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'نحوه استفاده' در مورد مست مراجعه کنید.
they had drunk between them a bottle of Chianti.
آنها بین خود یک بطری چیانتی نوشیده بودند.
the crowd was high on euphoria and drunk with patriotism.
هواداران در اوج اوج نشاط و مست غرور و میهن پرستی بودند.
the fellow is drunk, let's sharp him.
آن مرد مست است، بیایید او را از سر در بیاوریم.
When he's drunk, he's a beast.
وقتی مست می شود، مثل یک حیوان است.
I was dead drunk yesterday evening.
دیشب کاملاً مست بودم.
Jack had drunk too much in the party.
جک در مهمانی بیش از حد نوشید.
Getting a bit drunk at a party is OK, but arriving completely drunk—that’s really going too far.
کمی مست شدن در یک مهمانی خوب است، اما رسیدن کاملاً مست - این واقعاً خیلی دور است.
They came home roaring drunk again last night.
آنها دوباره شب گذشته به خانه مست سر و صدا بازگشتند.
I eventually found them in a bar, both as drunk as skunks.
من در نهایت آنها را در یک بار پیدا کردم، هر دو به اندازه سمورها مست بودند.
he was obviously drunk or coked up .
او به وضوح مست یا کوک بود.
the state passed a law to cut down on drunk-driving.
ایالت قانونی برای کاهش تصادف رانندگی با الکل تصویب کرد.
she's not drunk, but still smiling in the same moony way.
او مست نیست، اما هنوز هم با همان حال و هوای عجیب و غریب لبخند می زند.
If you're " hammered" , it's another word for very, very drunk.
اگر "مست" باشید، به معنای خیلی خیلی مست بودن است.
منبع: Engvid Super Teacher SelectionHe basically admits to driving your kids drunk.
او اساساً اعتراف میکند که شما بچه هایتان را با مستی رانده اید.
منبع: Billions Season 1You're not a drunk, Jack, you're not.
تو مست نیستی، جک، تو مست نیستی.
منبع: Our Day This Season 1She was drunk tonight. She was drunk yesterday.
او امشب مست بود. او دیروز مست بود.
منبع: The Ellen ShowHer new husband, Bly's stepfather was a violent drunk.
همسر جدیدش، پدرخوانده بلی، یک مست خشن بود.
منبع: Women Who Changed the WorldI know pissed means like drunk over there, but yeah.
میدانم که در آنجا "پیسد" به معنای مست بودن است، اما بله.
منبع: Listening DigestWhat did you say? - My dad wasn't a drunk.
چی گفتی؟ - پدر من مست نبود.
منبع: FilmsThe prick drove our kids drunk.
آن احمق بچه های ما را با مستی راند.
منبع: Billions Season 1It was enough to get pulled over. I wasn't drunk drunk.
این برای متوقف شدن کافی بود. من مست نبودم.
منبع: House of CardsI remember she showed up drunk to my graduation, wearing a housecoat.
من به یاد دارم که او مست در جشن فارغ التحصیلی من ظاهر شد و یک لباس خانه به تن داشت.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید