As Ms Williams's example shows, birth can still be botched and hazardous.
همانطور که مثال خانم ویلیامز نشان می دهد، زایمان هنوز می تواند ناقص و خطرناک باشد.
منبع: The Economist (Summary)I know you botched that operation on purpose.
می دانم که شما عمداً آن عمل جراحی را خراب کردید.
منبع: Friends Season 9Botched is when something gets just completely ruined.
خرابکاری زمانی اتفاق می افتد که چیزی کاملاً خراب شود.
منبع: Learn slang from celebrities.He's very critical of this lapse, and says the messaging was badly botched.
او به شدت از این سهلانگاری انتقاد دارد و میگوید پیامرسانی به شدت خراب شده است.
منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American June 2022 CollectionEvening, gents. What a lovely night for a botched robbery.
شب بخیر آقایان. چه شب دلپذیری برای یک سرقت خراب.
منبع: Go blank axis versionThe problem, she says, is that the government botched the rollout.
مشکل این است، او می گوید، که دولت عرضه اولیه را خراب کرده است.
منبع: NPR News February 2021 CompilationThe bachelor servants kill the Madame in a botched sort of double-cross.
خدمتکاران مجرد، خانم را در یک خیانت خراب به قتل می رسانند.
منبع: Crash Course in DramaThey were covered in waste, salt, and glues from those older, botched restorations.
آنها با زباله، نمک و چسب از آن بازسازی های قدیمی و خراب پوشانده شده بودند.
منبع: Scishow Selected SeriesNow, Toyota did roll out a fully electric vehicle, but that rollout was botched.
حالا، تویوتا یک خودروی کاملاً برقی عرضه کرد، اما آن عرضه اولیه خراب بود.
منبع: Financial TimesI'm gonna get him to sue the quack who obviously botched your vasectomy.
من او را مجبور می کنم دکتر جراح را به دلیل وازکتومی خراب شما به دادگاه بکشد.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید