brawl

[ایالات متحده]/brɔːl/
[بریتانیا]/brɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مبارزه یا دعوای پر سر و صدا یا آشوبناک
vi. در یک مبارزه یا دعوای پر سر و صدا یا آشوبناک شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bar room brawl

درگیری در بار

street brawl

درگیری خیابانی

جملات نمونه

The officers were brawling commands.

سرهنگان دستورالعمل ها را در حال مشاجره بودند.

a street brawl; street crime.

درگیری خیابانی؛ جرم خیابانی.

The river brawled over the rapids.

رودخانه با سرعت از آبشار عبور کرد.

Did you take part in the brawl yesterday?

آیا شما دیروز در درگیری شرکت داشتید؟

They had nothing better to do than brawl in the street.

آنها کاری بهتر از مشاجره در خیابان نداشتند.

The brawl broke out in the bar.

درگیری در بار شروع شد.

The two teams engaged in a fierce brawl on the field.

دو تیم در یک مشاجره شدید در زمین درگیر شدند.

The neighbors called the police to stop the brawl.

همسایه‌ها برای متوقف کردن مشاجره پلیس را صدا کردند.

The brawl resulted in several injuries.

مشاجره منجر به چندین جراحت شد.

The brawl escalated quickly into a full-blown fight.

مشاجره به سرعت به یک درگیری تمام عیار تبدیل شد.

The authorities intervened to break up the brawl.

مقامات برای متوقف کردن مشاجره مداخله کردند.

The brawl erupted over a disagreement about money.

مشاجره به دلیل اختلاف نظر در مورد پول شروع شد.

The players were suspended after the brawl on the field.

بازیکنان پس از مشاجره در زمین تعلیق شدند.

The brawl was captured on security cameras.

مشاجره در دوربین های امنیتی ضبط شد.

The fans got involved in the brawl during the match.

هواداران در طول مسابقه در مشاجره شرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید