bream

[ایالات متحده]/briːm/
[بریتانیا]/brim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی از خانواده کپور، که به عنوان بریام برنزی نیز شناخته می‌شود
vt. تمیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fishing for bream

ماهیگیری برای گرفتن سَمور

bream fillet

فیله سَمور

bream dish

غذا با سَمور

sea bream

سَمور دریایی

جملات نمونه

the jury acquitted Bream of murder.

هيئت منصفه، بريم را از اتهام قتل تبرئه کرد.

bream have strong predatory instincts.

ماهی بريم دارای غریزه شکار قوی هستند.

Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.

خوراک اکسترود شده برای ماهی‌های دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.

He caught a bream while fishing in the lake.

او در حین ماهیگیری در دریاچه، یک ماهی بريم صید کرد.

The chef prepared a delicious bream dish for the special event.

سرآشپز یک غذای خوشمزه ماهی بريم را برای رویداد ویژه آماده کرد.

She ordered a grilled bream with lemon and herbs.

او یک ماهی بريم گریل شده با لیمو و گیاهان سفارش داد.

The bream population in the river has been declining due to pollution.

جمعیت ماهی بريم در رودخانه به دلیل آلودگی در حال کاهش است.

The angler cast his line in hopes of catching a bream.

صیاد با این امید که یک ماهی بريم صید کند، قلاب خود را انداخت.

The bream was seasoned with salt and pepper before being cooked.

قبل از پخت، ماهی بريم با نمک و فلفل مزه‌دار شد.

The restaurant's signature dish is a whole roasted bream with garlic butter sauce.

غذاي امضاي رستوران، یک ماهی بريم کامل کبابی با سس کره سیر است.

The fisherman proudly displayed his large bream catch.

ماهیگیر با افتخار صید بزرگ ماهی بريم خود را به نمایش گذاشت.

Bream are known for their distinctive silver scales and red eyes.

ماهی بريم به خاطر فلس های نقره ای مشخص و چشم های قرمز خود شناخته می شوند.

The bream fillets were pan-fried until golden brown.

فیله های ماهی بريم تا طلایی شوند سرخ شدند.

نمونه‌های واقعی

The bream were on the bed and the weather was exactly right.

ماهی‌های سگ در بستر بودند و هوا کاملاً مناسب بود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

He knew where the bream were biting and we had had no luck for weeks.

او می‌دانست ماهی‌های سگ کجا می‌گرفتند و ما برای هفته‌ها خوش شانس نبودیم.

منبع: Cross Stream (Part 1)

" I'll bring you a mess of bream one day, " he said.

" یک روز برایت ماهی سگ می‌آورم،" او گفت.

منبع: Cross Stream (Part 1)

It always starts with one bream who, eyes  pointing downward, notices a suspicious dimple in the sand.

همیشه با یک ماهی سگ شروع می‌شود که، با چشمانی که به سمت پایین اشاره می‌کنند، متوجه یک گودی مشکوک در شن می‌شود.

منبع: Radio Laboratory

Yeah. So, we've got some whole sea bream like you get from the supermarket. They've been scaled and scored, we're gonna season them up, olive oil, salt and put them on the grill.

بله. ما مقداری ماهی سگ کامل مانند آنچه از سوپرمارکت به دست می‌آورید داریم. آنها پوست‌گیری و برش خورده‌اند، آنها را با روغن زیتون، نمک مزه‌دار می‌کنیم و روی گریل می‌گذاریم.

منبع: Gourmet Base

SABRINA IMBLER: The scientists marveled at  the bream's collective action, approaching and mobbing a predator such as a sand striker invites  real danger: losing a fin, a patch of scales, even dying.

سابرینا ایمبلر: دانشمندان در شگفت از اقدام جمعی ماهی‌های سگ، نزدیک شدن و حمله به شکارچی مانند سمندری که خطر واقعی را به همراه دارد: از دست دادن باله، یک لکه پولک، حتی مردن.

منبع: Radio Laboratory

While his peers might have been trying their luck with a potential squeeze in the dark corner of a parquet-floored hall, he was sitting under the moonlight with a rod, eager to catch a handsome carp, perch or bream.

در حالی که همسالانش ممکن بود تلاش کنند خوش شانس باشند و در گوشه تاریک یک تالار با کفپوش پارکت، با یک چوب در زیر نور ماه می‌نشستند و مشتاق به گرفتن یک کپور، نهنگ یا ماهی سگ زیبا بودند.

منبع: The Guardian (Article Version)

SABRINA IMBLER: When the scientists published the paper on the monocle bream, they called  their behavior " novel." And it was, in the sense that humans had never observed it before, but had we even thought to look?

سابرینا ایمبلر: وقتی دانشمندان مقاله‌ای در مورد ماهی براهم تک‌چشمی منتشر کردند، رفتار آن‌ها را «نوآورانه» نامیدند. و این‌گونه بود، به این معنا که انسان‌ها تا آن زمان آن را مشاهده نکرده بودند، اما آیا اصلا به فکر کرده بودیم به دنبال آن بگردیم؟

منبع: Radio Laboratory

Mama was a much better seamstress than I--But if the Lord sends forth a strangely agreeable slave to the sewing machine, surely it is pleasanter and more profitable to spend one's time on the lovely lake, dangling a bamboo pole for bream.

مادرم خیاط بهتری از من بود--اما اگر خداوند یک خدمتکار عجیب و دلپذیر را به ماشین خیاطی بفرستد، مطمئناً گذراندن وقت در کنار دریاچه زیبا و آویزان کردن یک چوب بامبو برای ماهی براهم دلپذیرتر و سودآورتر است.

منبع: Cross Stream (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید