perch

[ایالات متحده]/pɜːtʃ/
[بریتانیا]/pɜːrtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محل استراحت، نوعی ماهی
vi. پرواز کرده و فرود آمدن، ماندن
vt. & vi. نشستن یا قرار دادن خود بر روی یک نشیمن بلند.

عبارات و ترکیب‌ها

bird perch

جاوی برای پرندگان

جملات نمونه

Eve perched on the side of the armchair.

حوا روی قسمت بیرونی صندلی نشسته بود.

a town perched on top of a hill.

یک شهر در بالای تپه‌ای قرار گرفته است.

A raven perched high in the pine.

یک کلاغ در بالای درخت کاج نشسته بود.

Birds perched on the branch.

پرندگان روی شاخه نشسته بودند.

I like fishing for perch on vacation.

من از ماهیگیری برای گرفتن ماهی در تعطیلات لذت می برم.

The bird perched on a big branch.

پرنده روی یک شاخه بزرگ نشسته بود.

There is a seagull perched atop the mast.

یک مرغ دریایی بر فراز دکمه وجود دارد.

The hotel was perched precariously on a steep hillside.

هتل به طور خطرناکی بر روی دامداری شیب‌دار قرار داشت.

The phone was perched precariously on the window ledge.

گوشی به طور خطرناکی روی لبه پنجره قرار گرفته بود.

the weathervane is perched atop the Great Tower.

نشانگر جهت باد بر فراز برج بزرگ قرار دارد.

the fortress is perched on a crag in the mountains.

قلعه بر روی یک صخره در کوه ها قرار دارد.

they sat drinking, perched on the wonky stools.

آنها در حال نوشیدن بودند و روی صندلی های کج و معوج نشسته بودند.

The child perched the glass on the edge of the counter.

کودک لیوان را در لبه پیشخوان قرار داد.

The village is perched on top of a high hill.

دهکده در بالای یک تپه بلند قرار دارد.

birds perching aloft telephone wires.

پرندگان در حال استراحت بر روی سیم‌های تلفن

He perched on a tall stool by the bar.

او روی یک صندلی بلند کنار بار نشست.

a herring gull perched on the rails for most of the crossing.

چلغون Herring برای بیشتر مدت زمان عبور روی ریل‌ها نشسته بود.

will this knock London off its perch as Europe's leading financial centre?.

آیا این موضوع باعث می‌شود لندن از جایگاه خود به عنوان مرکز مالی پیشرو اروپا خارج شود؟

he perched on the edge of the bed, a study in confusion and misery.

او در لبه تخت نشست، نمادی از سردرگمی و بدبختی.

نمونه‌های واقعی

He still gives green sermons from his political perch.

او هنوز واعظه‌های سبز را از جایگاه سیاسی خود ارائه می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Raven on a wire. A gloomy portent, precariously perched.

کلاغ روی سیم. نشانه‌ای شوم، به طور خطرناکی نشسته.

منبع: BoJack Horseman Season 3

We take my blood bag and strap him to the lancer's perch.

ما کیسه خون او را می‌گیریم و او را به جایگاه نیزه‌دار می‌بندیم.

منبع: Go blank axis version

She was perched on a tall narrow stool.

او روی یک صندلی بلند و باریک نشسته بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

" It's been over a week, " Harry said, looking at Hedwig's deserted perch.

" بیش از یک هفته گذشته است،" هری گفت، نگاهی به جایگاه متروکه هدویک انداخت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Clumsy Eagle perches shakily on a breaker.

گنجشک ناشیانه به طور ناامن روی یک قطع کننده می‌نشیند.

منبع: I love phonics.

There's a globe perched on his cupboard.

یک کره زمین روی کمد او نشسته است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Harry had perched the chocolate cakes on the end of the banisters.

هری کیک‌های شکلاتی را در انتهای نرده‌ها قرار داده بود.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

The fishing's good, plenty of perch, and bass.

ماهیتراشی خوب است، مقدار زیادی ماهی و باس وجود دارد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Sit all the way down. Don't just perch on the chair.

کاملاً بنشینید. فقط روی صندلی ننشینید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید