buzzes

[ایالات متحده]/ˈbʌzɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برای تولید صدای وزوز؛ برای پخش شایعات به سرعت
n صدای وزوز؛ فعالیت مشغول؛ بازر (نام)

عبارات و ترکیب‌ها

phone buzzes

صدای وزوز تلفن

bee buzzes

صدای وزوز زنبور

crowd buzzes

صدای وزوز جمعیت

music buzzes

صدای وزوز موسیقی

engine buzzes

صدای وزوز موتور

computer buzzes

صدای وزوز کامپیوتر

activity buzzes

صدای وزوز فعالیت

conversation buzzes

صدای وزوز گفتگو

city buzzes

صدای وزوز شهر

news buzzes

صدای وزوز اخبار

جملات نمونه

the bee buzzes around the flowers in the garden.

عسل در اطراف گل‌های باغ پرواز می‌کند.

the phone buzzes with notifications every few minutes.

گوشی هر چند دقیقه یکبار با اعلان‌ها زنگ می‌خورد.

the crowd buzzes with excitement before the concert starts.

هواداران قبل از شروع کنسرت با هیجان زنگ می‌زنند.

my mind buzzes with ideas when i listen to music.

وقتی به موسیقی گوش می‌دهم، ذهنم با ایده‌ها زنگ می‌خورد.

the city buzzes with energy during the festival.

در طول جشنواره شهر با انرژی زنگ می‌خورد.

the computer buzzes when it starts up.

کامپیوتر هنگام روشن شدن زنگ می‌خورد.

the audience buzzes with anticipation for the show.

تماشاگران با انتظار برای نمایش زنگ می‌زنند.

the engine buzzes as the car accelerates.

همانطور که ماشین شتاب می‌گیرد، موتور زنگ می‌خورد.

the room buzzes with conversation at the party.

اتاق در مهمانی با صحبت زنگ می‌خورد.

the flies buzz around the picnic table.

مگس‌ها در اطراف میز پیک‌نیک زنگ می‌زنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید