rumbles

[ایالات متحده]/ˈrʌmblz/
[بریتانیا]/ˈrʌmblz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای عمیق و پایین
v. ایجاد صدای عمیق و پایین؛ حرکت به آرامی در حالی که صدای عمیق تولید می‌کند؛ کشف حقیقت در مورد چیزی؛ دیدن از طریق یک توطئه

عبارات و ترکیب‌ها

thunder rumbles

رعد و برق می‌غرد

stomach rumbles

شکم غرغر می‌کند

earth rumbles

زمین می‌لرزد

train rumbles

قطار می‌غرد

car rumbles

ماشین می‌غرد

city rumbles

شهر می‌غرد

music rumbles

موسیقی می‌غرد

crowd rumbles

هیاهو می‌کند

anger rumbles

خشم می‌غرد

battle rumbles

نبرد می‌غرد

جملات نمونه

the thunder rumbles in the distance.

رعد در دوردست می‌غرد.

my stomach rumbles when i'm hungry.

وقتی گرسنه هستم، صدای شکمم بلند می‌شود.

the train rumbles down the tracks.

قطار در طول مسیر حرکت می‌کند.

the crowd rumbles with excitement.

هواداران با هیجان غرش می‌کنند.

he heard the rumbles of an approaching storm.

او صدای غرش یک طوفان قریب الوقوع را شنید.

the engine rumbles to life.

موتور به حرکت در می‌آید.

the earth rumbles during the earthquake.

در طول زلزله زمین می‌لرزد.

she felt the rumbles of the music in her chest.

او صدای موسیقی را در سینه‌اش احساس کرد.

the audience rumbles with laughter.

تماشاگران با خنده غرش می‌کنند.

the car rumbles over the bumpy road.

ماشین از روی جاده ناهموار عبور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید