rumor

[ایالات متحده]/ˈruːmə/
[بریتانیا]/ˈrumər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شایعه‌ای را گفتن یا پخش کردن
n. اطلاعات یا داستانی که از یک نفر به نفر دیگر منتقل می‌شود اما ثابت نشده که درست باشد

عبارات و ترکیب‌ها

rumor mill

چرخش شایعات

rumor has it

شنیده‌ها حاکی است

spread a rumor

گسترش یک شایعه

hear a rumor

شنیدن یک شایعه

confirm a rumor

تایید یک شایعه

rumor control

کنترل شایعات

false rumor

شایعه نادرست

baseless rumor

شایعه بی‌اساس

local rumor

شایعه محلی

persistent rumor

شایعه مداوم

جملات نمونه

there is a rumor that the company is going bankrupt.

شایعه ای وجود دارد مبنی بر اینکه شرکت ورشکست می شود.

he spread a rumor about her that was completely false.

او شایعه ای کاملاً نادرست درباره او منتشر کرد.

they dismissed the rumor as just gossip.

آنها شایعه را صرفاً به عنوان نقل قول رد کردند.

rumors can easily damage someone's reputation.

شایعات می توانند به راحتی به شهرت کسی آسیب برسانند.

she heard a rumor that there would be layoffs next month.

او شایعه ای شنید مبنی بر اینکه ماه آینده تعدیل نیرو وجود خواهد داشت.

it's just a rumor, so don't take it seriously.

فقط یک شایعه است، پس آن را جدی نگیرید.

the rumor mill is working overtime in this small town.

در این شهر کوچک، کارخانه شایعه ها در ساعات اضافه کار است.

he tried to confirm the rumor before acting on it.

او قبل از اقدام به آن سعی کرد شایعه را تأیید کند.

there was a persistent rumor about the new project.

شایعه ای مداوم در مورد پروژه جدید وجود داشت.

many people believe the rumor to be true.

بسیاری از مردم معتقدند که شایعه حقیقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید