cab

[ایالات متحده]/kæb/
[بریتانیا]/kæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاکسی؛
محموله برای کرایه؛
محفظه برای راننده؛
vi. سوار تاکسی شدن؛

عبارات و ترکیب‌ها

hail a cab

احضار تاکسی

taxi cab

تاکسی

catch a cab

گرفتن تاکسی

call a cab

تماس برای احضار تاکسی

cab driver

راننده تاکسی

جملات نمونه

a cab airbrushed with a mural of a sunset.

یک کاب با طرح رنگی غروب خورشید

a short hop by cab from Soho.

یک سفر کوتاه با کاب از منطقه سوها

the taxi cab skidded to a halt.

کاب تاکسی به طور ناگهانی متوقف شد.

Shall we walk or take a cab?

آیا پیاده‌روی کنیم یا کاب بگیریم؟

cab drivers touting for business at the airport

رانندگان تاکسی که برای کسب و کار در فرودگاه تبلیغ می کنند

we caught a cab for the last lap of our journey.

ما یک کاب برای آخرین مرحله سفرمان گرفتیم.

soon the cab would be nearing Oxford Street.

به زودی کاب به خیابان آکسفورد نزدیک می‌شد.

By the company of Caber And Lotto that Sergio, Giovanni and AlbertoCaberlotto3 brother established 1970, primary business basically is boots of manufacturing Caber ski.

توسط شرکت کابِر و لاتو که توسط سرجیو، جيواني و آلبرتو کابرلotto3 برادران در سال 1970 تاسیس شد، تجارت اصلی اساساً تولید چکمه های کابِر اسکی است.

a testy cab driver; a testy refusal to help.

راننده کاب بداخلاق؛ امتناع بداختاه برای کمک.

Shall we go by bus or take a cab?

آیا با اتوبوس برویم یا کاب بگیریم؟

The cab drove over his legs.

کاب روی پاهایش رانده شد.

he went round the front of the cab to be out of the wind and lit a cigarette in its lee.

او برای دور ماندن از باد به سمت جلوی کاب رفت و در پشت آن سیگاری روشن کرد.

What’s with all this walking? Can’t we take a cab?

چه مشکلی دارد که همه اینقدر پیاده‌روی می‌کنند؟ آیا نمی‌توانیم کاب بگیریم؟

In tunnels, a lashing backwind fills the cab with soot.

در تونل‌ها، یک باد مخالف شدید کاب را با خاکستر پر می‌کند.

The woman tells the cabdriver the next address, some place a little farther uptown, and the cab swings into traffic.

زن آدرس بعدی را به راننده کاب می‌گوید، مکانی کمی دورتر در شهر، و کاب وارد ترافیک می‌شود.

The high pass filter cuts the lowest frequencies. This cab be useful in rooms where low frecuencies are amplified and tend to be "boomy".

فیلتر عبور بالا فرکانس‌های پایین را حذف می‌کند. این کاب می‌تواند در اتاق‌هایی که فرکانس‌های پایین تقویت می‌شوند و تمایل به "صدای بم" دارند مفید باشد.

The author suggests that the Zhiluo Formation belongs to the typical fluvial sedimentary facies, which cab be further refined to the channel, flood-plain and backswamp microfacies.

نویسنده پیشنهاد می‌کند که ساختار ژیلوئو به facies رسوبی معمولی رودخانه‌ای تعلق دارد که می‌تواند بیشتر به microfacies کانال، دشت سیل و باتلاق پشتی پالایش شود.

Imagine if The Cure and Death Cab For Cutie took a Summer holiday to Byron Bay in 1987 and decided to record a low-budget EP.

تصور کنید اگر گروه The Cure و Death Cab For Cutie یک تعطیلات تابستانی به بایون بیز در سال 1987 می‌رفتند و تصمیم گرفتند یک EP با بودجه کم ضبط کنند.

نمونه‌های واقعی

They flagged down a cab and took him to the hospital.

آنها یک تاکسی متوقف کردند و او را به بیمارستان بردند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

" The cab is coming from Hell."

" تاکسی از جهنم می آید."

منبع: Idol speaks English fluently.

There's no smoking in my grandmother's cab.

در تاکسی مادربزرگم سیگار کشیدن ممنوع است.

منبع: Friends Season 3

Nah. Dispatch is sending a cab in an hour.

نه. مرکز فرماندهی یک ساعت دیگر یک تاکسی می فرستد.

منبع: Modern Family - Season 05

We'll call a cab and go together.

ما یک تاکسی تلفن خواهیم کرد و با هم خواهیم رفت.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

They order a cab. Are you happy now?

آنها یک تاکسی سفارش دادند. حالا خوشحالید؟

منبع: Modern Family - Season 02

Quite a cast of characters in the back of Fermin's cab.

چه گروه جالبی از شخصیت ها در عقب تاکسی فرمین.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Would you like me to get you a cab ?

آیا می خواهم یک تاکسی برای شما بگیرم؟

منبع: Crazy English Situational Conversation Real Skills

Come on. It's impossible to catch a cab.

بیا. گرفتن تاکسی غیرممکن است.

منبع: Clever Detective and Thief

He finished off his drink and called a cab.

او نوشیدنی اش را تمام کرد و یک تاکسی تلفن کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید