car

[ایالات متحده]/kɑː/
[بریتانیا]/kɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتومبیل، واگن راه‌آهن

عبارات و ترکیب‌ها

electric car

ماشین الکتریکی

car engine

موتور ماشین

car rental

اجاره ماشین

car accident

تصادف خودرو

by car

با ماشین

car park

پارکینگ ماشین

passenger car

ماشین مسافربری

car body

بدنه خودرو

sports car

ماشین ورزشی

drive a car

رانندگی با ماشین

police car

ماشین پلیس

cable car

تراموا

used car

ماشین دست دوم

car seat

صندلی ماشین

private car

ماشین شخصی

motor car

خودروی موتوری

car crash

تصادف ماشین

toy car

ماشین اسباب بازی

freight car

واگن باری

company car

ماشین شرکت

luxury car

خودروی لوکس

جملات نمونه

this car is a BMW.

این ماشین یک BMW است.

That car is a honey.

آن ماشین چه خوبی!

This car is myown.

این ماشین مال خودم است.

That car is tops.

آن ماشین عالی است.

This car is for hire.

این ماشین برای اجاره است.

Is it a jeep or a car?

آیا یک جیپ است یا یک ماشین؟

a falloff in car sales.

کاهش در فروش خودرو.

a car assembly plant.

یک کارخانه مونتاژ خودرو

this car is the cat's whiskers.

این ماشین خیلی خوب است.

The car won't go.

ماشین راه نمی‌رود.

a crackdown on car crime.

مقابله با جرایم خودرو.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید