ride

[ایالات متحده]/raɪd/
[بریتانیا]/raɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بر روی یک وسیله نقلیه یا حیوان نشستن و حرکت آن را کنترل کردن؛ شناور بودن؛ وابسته بودن
vt. بر روی یک وسیله نقلیه یا حیوان نشستن و حرکت آن را کنترل کردن؛ سفر کردن با
n. عمل نشستن بر روی یک وسیله نقلیه یا حیوان و کنترل حرکت آن؛ وسیله نقلیه یا حیوانی که برای حمل و نقل استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ride a bike

رانندگی با دوچرخه

ride a horse

سوار اسب شدن

amusement park ride

قطار شهربازی

take a ride

یک سفر کوتاه

enjoy the ride

از سفر لذت ببر

ride on

سوار شدن

ride comfort

راحتی سواری

bus ride

سفر با اتوبوس

ride out

بیرون رفتن

ride home

به خانه بروید

a rough ride

یک سفر ناهموار

hitch a ride

بجنب

free ride

سوار شدن رایگان

ride over

روی چیزی سوار شدن

taxi ride

سوار شدن به تاکسی

ride up

بالا رفتن

ride again

دوباره سوار شدن

ride off

سوار شدن و رفتن

thumb a ride

گرفتن ماشین

ride down

پایین رفتن

get ride of

از شر چیزی خلاص شدن

جملات نمونه

She enjoys going for a bike ride in the park.

او از دوچرخه سواری در پارک لذت می برد.

He gave his daughter a pony ride at the fair.

او سواری بر اسب کوچک را به دخترش در نمایشگاه داد.

The roller coaster ride was thrilling.

سواری با قطار کوستر هیجان انگیز بود.

They decided to take a ride on the Ferris wheel.

آنها تصمیم گرفتند سواری با چرخ و فلک داشته باشند.

She took a ride in a hot air balloon for her birthday.

او برای تولدش سواری با بالن هوای گرم داشت.

He offered to give her a ride to the airport.

او پیشنهاد داد او را به فرودگاه برساند.

The kids went for a pony ride at the petting zoo.

بچه ها سواری بر اسب کوچک را در باغ حیوانات داشتند.

I need to fix my bike before I can go for a ride.

من باید دوچرخه ام را تعمیر کنم قبل از اینکه بتوانم سواری کنم.

They went on a scenic horseback ride through the mountains.

آنها سواری اسب در مسیر کوهستانی با منظره زیبا داشتند.

She loves the thrill of a roller coaster ride.

او از هیجان سواری با قطار کوستر لذت می برد.

نمونه‌های واقعی

And that's me giving you a piggyback ride.

و این منم که دارم بهت سواری می‌دهم.

منبع: Kung Fu Panda 2

As such, it may well be riding the pedagogical wave of the future.

بنابراین، ممکن است به خوبی سوار بر موج آموزشی آینده باشد.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

Or ride our bike around the halls?

یا با دوچرخه خودمان در اطراف سالن‌ها سوار شویم؟

منبع: Selected Film and Television News

My reindeer will give you a ride.

گوزن‌های من به شما سواری می‌دهند.

منبع: Bedtime stories for children

But Uncle Steve taught me how to ride a bike!

اما عموی استیو به من یاد داد که چطور دوچرخه سوار شویم!

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

But it certainly was a great ride.

اما مطمئناً سواری خوبی بود.

منبع: CNN 10 Summer Special

Twenty million rupees ride on your answer.

بیست میلیون روپیه به پاسخ شما بستگی دارد.

منبع: Slumdog Millionaire Selected

The children could not ride in it.

کودکان نمی‌توانستند در آن سوار شوند.

منبع: American Elementary School English 1

Although taking a ride is not free.

اگرچه سوار شدن رایگان نیست.

منبع: Creative Cloud Travel

Just enjoy the ride while you can.

فقط از سواری لذت ببرید تا زمانی که می‌توانید.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید