cajoled into action
ترغيب برای اقدام
cajoled her friend
دوستش را ترغيب کرد
cajoled him gently
به آرامی او را ترغيب کرد
cajoled for support
برای حمایت ترغيب کرد
cajoled them back
آنها را دوباره ترغيب کرد
cajoled into compliance
برای تطابق ترغيب کرد
cajoled with charm
با جذابیت ترغيب کرد
cajoled his team
تیمش را ترغيب کرد
cajoled for favors
برای لطف ترغيب کرد
cajoled into submission
برای تسلیم شدن ترغيب کرد
she cajoled her parents into letting her go to the party.
او والدینش را متقاعد کرد که اجازه دهند به مهمانی برود.
he cajoled his boss for a day off.
او رئیسش را برای یک روز تعطیل متقاعد کرد.
they cajoled their friends to join them for a trip.
آنها دوستان خود را متقاعد کردند تا با آنها به یک سفر بروند.
she cajoled him into helping her with the project.
او او را متقاعد کرد که به او در پروژه کمک کند.
he cajoled her into trying the new restaurant.
او او را متقاعد کرد که رستوران جدید را امتحان کند.
they cajoled the committee to approve their proposal.
آنها کمیته را متقاعد کردند تا پیشنهاد آنها را تایید کند.
she cajoled her friend into lending her some money.
او دوستش را متقاعد کرد که مقداری پول به او قرض دهد.
he cajoled the children to finish their homework.
او کودکان را متقاعد کرد که تکالیف خود را تمام کنند.
they cajoled the audience to participate in the survey.
آنها مخاطبان را متقاعد کردند تا در نظرسنجی شرکت کنند.
she cajoled her team to stay late and finish the project.
او تیمش را متقاعد کرد که تا دیر وقت بمانند و پروژه را تمام کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید