wheedled

[ایالات متحده]/wˈiːdld/
[بریتانیا]/wˈiːdld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از طریق قانع کردن یا چاپلوسی به دست آورد.

عبارات و ترکیب‌ها

wheedled a promise

وعده گرفتن با حیله

wheedled some help

کمک گرفتن با حیله

wheedled his way

با حیله راه خود را باز کرد

wheedled out money

پول را با حیله به دست آورد

wheedled a favor

یک لطف را با حیله گرفت

wheedled their trust

اعتماد آنها را با حیله به دست آورد

wheedled some information

اطلاعاتی را با حیله به دست آورد

wheedled a deal

یک معامله را با حیله انجام داد

wheedled an invitation

یک دعوت را با حیله گرفت

wheedled her attention

توجه او را با حیله جلب کرد

جملات نمونه

she wheedled her way into the exclusive party.

او با حیله وارد مهمانی انحصاری شد.

he wheedled a promotion from his boss.

او با حیله ترفیع شغلی از رئیسش گرفت.

the child wheedled a cookie out of his mother.

بچه با خواهش و التماس یک بیسکویت از مادرش گرفت.

she wheedled a favor from her friend.

او یک لطف را با حیله از دوستش گرفت.

he wheedled his way into getting a discount.

او با حیله راهی برای گرفتن تخفیف پیدا کرد.

they wheedled their parents for a later curfew.

آنها با خواهش و التماس از والدینشان خواستند که ساعت بازگشت را به تاخیر بیندازند.

she wheedled an invitation to the concert.

او با حیله یک دعوتنامه برای کنسرت گرفت.

he wheedled his friends into helping him move.

او دوستانش را متقاعد کرد که به او در نقل مکان کمک کنند.

she wheedled some extra time to finish her project.

او زمان بیشتری برای اتمام پروژه اش به دست آورد.

he wheedled the truth out of her.

او حقیقت را از او به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید