wheedled a promise
وعده گرفتن با حیله
wheedled some help
کمک گرفتن با حیله
wheedled his way
با حیله راه خود را باز کرد
wheedled out money
پول را با حیله به دست آورد
wheedled a favor
یک لطف را با حیله گرفت
wheedled their trust
اعتماد آنها را با حیله به دست آورد
wheedled some information
اطلاعاتی را با حیله به دست آورد
wheedled a deal
یک معامله را با حیله انجام داد
wheedled an invitation
یک دعوت را با حیله گرفت
wheedled her attention
توجه او را با حیله جلب کرد
she wheedled her way into the exclusive party.
او با حیله وارد مهمانی انحصاری شد.
he wheedled a promotion from his boss.
او با حیله ترفیع شغلی از رئیسش گرفت.
the child wheedled a cookie out of his mother.
بچه با خواهش و التماس یک بیسکویت از مادرش گرفت.
she wheedled a favor from her friend.
او یک لطف را با حیله از دوستش گرفت.
he wheedled his way into getting a discount.
او با حیله راهی برای گرفتن تخفیف پیدا کرد.
they wheedled their parents for a later curfew.
آنها با خواهش و التماس از والدینشان خواستند که ساعت بازگشت را به تاخیر بیندازند.
she wheedled an invitation to the concert.
او با حیله یک دعوتنامه برای کنسرت گرفت.
he wheedled his friends into helping him move.
او دوستانش را متقاعد کرد که به او در نقل مکان کمک کنند.
she wheedled some extra time to finish her project.
او زمان بیشتری برای اتمام پروژه اش به دست آورد.
he wheedled the truth out of her.
او حقیقت را از او به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید