implored

[ایالات متحده]/ɪmˈplɔːd/
[بریتانیا]/ɪmˈplɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور جدی یا ناامیدانه از کسی خواهش کرد

عبارات و ترکیب‌ها

implored help

خواسته کمک

implored mercy

خواسته رحمت

implored forgiveness

خواسته بخشش

implored assistance

خواسته مساعدت

implored support

خواسته حمایت

implored guidance

خواسته راهنمایی

implored understanding

خواسته درک

implored compassion

خواسته شفقت

implored attention

خواسته توجه

implored peace

خواسته صلح

جملات نمونه

she implored him to stay a little longer.

او از او خواست کمی بیشتر بماند.

the child implored his parents for a puppy.

کودک از والدینش برای به دست آوردن یک توله سگ خواهش کرد.

he implored the crowd to listen to his message.

او از جمعیت خواست به پیام او گوش دهند.

she implored her friend not to leave her alone.

او از دوستش خواست که او را تنها نگذارد.

the teacher implored the students to study harder.

معلم از دانش آموزان خواستند که بیشتر مطالعه کنند.

he implored for forgiveness after his mistake.

او پس از اشتباهش طلب بخشش کرد.

the activist implored the government to take action.

فعال از دولت خواست اقدام کند.

she implored him with tears in her eyes.

او با اشک در چشمانش از او خواهش کرد.

the soldier implored his commander for more supplies.

سرباز از فرمانده اش درخواست تامین بیشتر کرد.

he implored his teammates to give their best effort.

او از هم تیمی هایش خواست تمام تلاش خود را به کار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید