calamitously

[ایالات متحده]/kəˈlæmɪtəslɪ/
[بریتانیا]/kəˈlælɪtəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که فاجعه‌بار یا مضر است؛ بسیار بد.

عبارات و ترکیب‌ها

calamitously wrong

به شدت اشتباه

calamitously failed

به شدت شکست خورد

calamitously mismanaged

به شدت سوء مدیریت شده

calamitously lost

به شدت از دست رفت

calamitously impacted

به شدت تحت تاثیر قرار گرفت

calamitously disrupted

به شدت مختل شد

calamitously ignored

به شدت نادیده گرفته شد

calamitously underestimated

به شدت دست کم گرفته شد

calamitously delayed

به شدت به تعویق افتاد

calamitously affected

به شدت تحت تاثیر قرار گرفت

جملات نمونه

the project calamitously failed due to poor planning.

پروژه به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف به طرز فاجعه‌باری شکست خورد.

calamitously, the storm destroyed the entire village.

به طرز فاجعه‌بار، طوفان کل روستا را ویران کرد.

he calamitously miscalculated the budget for the event.

او بودجه رویداد را به طرز فاجعه‌باری نادرست محاسبه کرد.

the company calamitously underestimated the market demand.

شرکت تقاضای بازار را به طرز فاجعه‌باری دست کم گرفت.

calamitously, the fire spread quickly through the building.

به طرز فاجعه‌بار، آتش به سرعت در ساختمان گسترش یافت.

her calamitously poor judgment led to significant losses.

قضاوت به طرز فاجعه‌بار او منجر به تلفات قابل توجهی شد.

the expedition ended calamitously when supplies ran out.

اکسپدیشن به طرز فاجعه‌باری به پایان رسید زمانی که لوازم به پایان رسید.

calamitously, the team lost their star player before the finals.

به طرز فاجعه‌بار، تیم قبل از فینال ستاره خود را از دست داد.

the calamitously high levels of pollution affected health.

سطوح به طرز فاجعه‌بار بالای آلودگی بر سلامت تأثیر گذاشت.

calamitously, they ignored the warning signs of danger.

به طرز فاجعه‌بار، آنها علائم هشدار دهنده خطر را نادیده گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید