She was utterly feminine and devastatingly attractive in an unstudied way.
او به طرز زنانه و جذاب و غیرمنتظرهای بود.
The theory of vested rights receives scant support at present day and it has, indeed, been devastatingly criticized.
تئوری حقوق تملک در حال حاضر حمایت کمی دارد و در واقع به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
Ellis Stafford, double-winner at the previous round was on pole and looked devastatingly quick.
الیس استافورد، برنده دو بار در دور قبلی، در صدر جدول قرار داشت و به طرز ترسناکی سریع به نظر میرسید.
The earthquake was devastatingly powerful.
زمینلرزه به طرز وحشتناکی قدرتمند بود.
She was devastatingly beautiful in her red dress.
او در لباس قرمز خود به طرز وحشتناکی زیبا بود.
The news of the accident was devastatingly sad.
خبر حادثه به طرز غم انگیزی ناراحت کننده بود.
He failed the exam devastatingly.
او به طرز وحشتناکی در امتحان مردود شد.
The storm was devastatingly destructive.
طوفان به طرز مخربانه ای ویرانگر بود.
The loss of their home was devastatingly heartbreaking.
از دست دادن خانه آنها به طرز دلخراشی قلب را شکست.
The team lost the game devastatingly.
تیم به طرز وحشتناکی بازی را باخت.
The war had a devastatingly high casualty rate.
جنگ تلفات بسیار بالایی به طرز وحشتناکی داشت.
The company suffered a devastatingly huge financial loss.
شرکت متحمل یک ضرر مالی بزرگ به طرز وحشتناکی شد.
The disease spread devastatingly fast through the population.
بیماری به طرز وحشتناکی سریع در میان جمعیت گسترش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید