act recklessly
عمل خطرناک
drive recklessly
رانندگی خطرناک
behave recklessly
رفتار خطرناک
He was arrested for driving recklessly.
او به اتهام رانندگی بیاحتیاطی دستگیری شد.
If you drive as recklessly as that,you’ll end in hospital.
اگر آنقدر بیاحتیاط رانندگی کنید، آخرش در بیمارستان خواهید بود.
He drove so recklessly that he collided with a tree and landed up in hospital.
او آنقدر بیاحتیاط رانندگی کرد که با یک درخت برخورد کرد و در بیمارستان بستری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید