called

[ایالات متحده]/kɔ:ld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامیده شده
v. تلفن کرد، خطاب کرد

عبارات و ترکیب‌ها

so called

به اصطلاح

called on

تماس گرفته با

called after

نامگذاری شده بعد از

be called for

برای فراخوانده شدن

called line

خط تماس

جملات نمونه

I was called up for an aliyah.

من برای معراج احضار شدم.

the area was anciently called Dalriada.

منطقه به طور باستانی دالریادا نامیده می‌شد.

they called their daughter Hannah.

آنها دخترشان را حانا صدا زدند.

the linesman called the ball wide.

خط‌نما توپ را به بیرون صدا زد.

she called him downstairs.

او از او خواست که به طبقه پایین برود.

the party called for an end to violence.

حزب خواستار پایان خشونت شد.

the landlord called time .

مالک زمان را اعلام کرد.

the umpire called time .

داور زمان را اعلام کرد.

The game was called off.

بازی کنسل شد.

called at odd intervals.

در فواصل نامنظم صدا زده شد.

The bank called my loan.

بانک وام من را فراخواند.

They called me the day before.

آنها روز قبل از آن با من تماس گرفتند.

It's called the demoiselle crane,

این نام آن دموییسیل کرین است.

an eyecup is called an eyebath in Britain.

در بریتانییا، یک فنجان چشم به حمام چشم معروف است.

The dustman called himself a garbologist.

سنگ‌شکن خود را یک متخصص زباله نامید.

called for a work stoppage.

برای توقف کار خواسته شد.

The police were called in.

از پلیس خواسته شد.

نمونه‌های واقعی

Her daughters were eagerly called to partake of her joy.

دخترانش با اشتیاق برای شریک شدن در شادی او احضار شدند.

منبع: Pride and Prejudice - English Audio Version (Read by Emilia Fox)

The spade was not invariably called a bloody shovel.

بیل همیشه به عنوان یک بیل خونی نامیده نمی‌شد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

It's called the tax cuts and jobs act.

این قانون کاهش مالیات و ایجاد شغل نامیده می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Room service can be called at the front desk.

می‌توان سرویس اتاق را از پیشخوان درخواست کرد.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

The main precursor to plastic is a byproduct of petroleum refining called hydrocarbon gas liquids.

ماده پیش‌ساز اصلی پلاستیک، یک محصول جانبی پالایش نفت به نام هیدروکربن گاز مایع است.

منبع: Scishow Selected Series

The Statue of Liberty is also called Liberty Enlightening the World.

مجسمه آزادی نیز با نام آزادی روشنگر جهان شناخته می‌شود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

I made my own label called team Wang.

من یک برچسب به نام تیم وانگ ایجاد کردم.

منبع: Idol speaks English fluently.

The first is something called implementation intention.

اولین مورد چیزی به نام قصد اجرا است.

منبع: Reading Methodology

Dad, he wants to be called Snowball.

بابا، او می‌خواهد اسمش را بلور صدا کنند.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

So do we remember what this is called?

پس آیا به یاد دارید که این اسمش چیست؟

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید