identified

[ایالات متحده]/aɪˈdɛntɪfaɪd/
[بریتانیا]/aɪˈdɛntɪˌfaɪd/

ترجمه

v. تشخیص هویت (گذشته فعل و شکل گذشته نقش فعل) را تشخیص داد یا تایید کرد؛ پشتیبانی کرد؛ تایید کرد؛ تشخیص داد یا مشخص کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

identified risk

ریسک شناسایی شده

identifying patterns

شناسایی الگوها

clearly identified

به وضوح شناسایی شده

identified source

منبع شناسایی شده

newly identified

جدیداً شناسایی شده

identified problem

مشکل شناسایی شده

being identified

در حال شناسایی

identified needs

نیازهای شناسایی شده

identified features

ویژگی‌های شناسایی شده

successfully identified

با موفقیت شناسایی شده

جملات نمونه

the suspect was identified through fingerprint analysis.

مشتبه فرد از طریق تجزیه و تحلیل اثر انگشت شناسایی شد.

several key issues were identified during the meeting.

چند موضوع کلیدی در طول جلسه شناسایی شد.

the company identified a new market opportunity.

شرکت یک فرصت بازار جدید را شناسایی کرد.

researchers identified a potential drug target.

محققان یک هدف دارویی بالقوه را شناسایی کردند.

the cause of the accident was quickly identified.

علت حادثه به سرعت شناسایی شد.

he was identified as a key witness in the case.

او به عنوان شاهد کلیدی در این پرونده شناسایی شد.

the software identified a security vulnerability.

نرم افزار یک آسیب پذیری امنیتی را شناسایی کرد.

the patient was identified with a rare condition.

بیمار مبتلا به یک بیماری نادر شناسایی شد.

the algorithm identified patterns in the data.

الگوریتم الگوها را در داده ها شناسایی کرد.

the area was identified as a conservation priority.

این منطقه به عنوان اولویت حفاظت شناسایی شد.

the bird species was identified by its unique markings.

گونه پرنده بر اساس علائم منحصر به فرد آن شناسایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید