campfire
آتشگاه
summer camp
اردوگاه تابستانی
camping trip
سفر کمپینگ
campground
کمپینگگردی
camping gear
تجهیزات کمپینگ
training camp
اردوی آموزشی
concentration camp
اردوگاه کار اجباری
refugee camp
اردوی آوارگان
base camp
اردوگاه پایه
camp david
کمپ دیوید
camp on
کمپ در
boot camp
اردوی آموزشی
prison camp
اردوی زندان
labor camp
اردوی کار
camp fire
آتش کمپ
camp out
کمپ کردن
military camp
اردوی نظامی
camp site
محل کمپ
camp bed
تخت کمپ
death camp
اردوی مرگ
detention camp
اردوی بازداشت
day camp
اردوی یک روزه
work camp
اردوی کار
holiday camp
اردوی تعطیلات
an internment camp on the island.
اردوی بازداشت در جزیره
camping in the open.
کمپینگ در فضای باز
the Nazi death camp butcher.
قصاب اردوگاه مرگ نازی
a summer camp for children.
اردوی تابستانی برای کودکان
they made camp in a pleasant area.
آنها در یک منطقه دلپذیر کمپ کردند.
the accommodation at the camp was a bit primitive.
محل اقامت در اردوگاه کمی ابتدایی بود.
a base camp for the mountain climbers.
یک کمپ اصلی برای کوهنوردان
a base camp on the skirt of the mountain.
یک کمپ اصلی در دامنه کوه
refugee camp on the border .
کمپ پناهندگان در مرز.
they have to spend a night camping in the bush.
آنها باید یک شب در طبیعت کمپ کنند.
cynical opportunists and camp followers.
سودجویان و پیروان کمپ بدبین
the camp permits of no really successful defence.
کمپ اجازه دفاع موفقیت آمیز واقعی را نمی دهد.
we pitched camp for the night.
ما کمپ را برای شب برپا کردیم.
cache camp supplies by a lake
ذخیره وسایل کمپ در کنار دریاچه
a camp bucket that telescopes into a disk.
یک سطل کمپ که به یک دیسک تبدیل می شود.
We have to go back to camp now.
ما باید اکنون به کمپ برگردیم.
They camped out last night.
آنها شب گذشته در فضای باز کمپ کردند.
So they proceeded to pitch their camp.
بنابراین آنها ادامه دادند تا کمپ خود را برپا کنند.
منبع: The Lion, the Witch and the WardrobeI need you to distract the camp.
من به شما نیاز دارم تا کمپ را منحرف کنید.
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)This exercise is about dismantling the camp.
این تمرین در مورد باز کردن کمپ است.
منبع: NPR News March 2016 CollectionFor liberal Westerners, ending censorship and labour camps is a moral imperative.
برای غربیهای لیبرال، پایان سانسور و اردوگاههای کار یک ضرورت اخلاقی است.
منبع: The Economist - ComprehensiveOK. But why not just camp outdoors?
باشه. اما چرا فقط در فضای باز کمپ نزنیم؟
منبع: CNN 10 Student English March 2019 CollectionWas it? -Boy Scouts could've camped under there.
آیا اینطور بود؟ - پیشاهنگها میتوانستند آنجا کمپ کنند.
منبع: Friends Season 6He is opening a dog summer camp.
او یک کمپ تابستانی سگ باز میکند.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesTechCircle is an IT training boot camp.
TechCircle یک کمپ آموزشی فناوری اطلاعات است.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 CollectionThere is no refugee camp in Somaliland.
هیچ کمپ پناهجویانهای در سومالیلند وجود ندارد.
منبع: VOA Standard Speed April 2016 CompilationMaggie tramped with a gypsie to their camp.
مگی با یک کولی به کمپ آنها رفت.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید