campsite

[ایالات متحده]/'kæmpsaɪt/
[بریتانیا]/'kæmpsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محل کمپینگ، منطقه مشخص برای کمپینگ.

جملات نمونه

We want a campsite with all mod cons.

ما به یک اردوگاه با تمام امکانات رفاهی نیاز داریم.

They go to the same campsite year in year out.

آنها هر سال به همان اردوگاه می‌روند.

If we are going to make it back to the campsite before dark then we can't ⑨hang around while you rhapsodise like a moron about what is patently unpleasant and uncomfortable.

اگر می‌خواهیم قبل از تاریک شدن هوا به اردوگاه بازگردیم، نمی‌توانیم در حالی که شما مثل یک احمق در مورد آنچه که به وضوح ناخوشایند و ناراحت‌کننده است، با احساسات اغراق‌آمیز صحبت می‌کنید، معطل کنیم.

We set up our tent at the campsite near the lake.

ما چادر خود را در اردوگاه نزدیک دریاچه برپا کردیم.

The campsite had a fire pit for cooking meals.

اردوگاه دارای یک گودال آتش برای پختن غذا بود.

Many families gathered at the campsite for a weekend getaway.

خانواده‌های زیادی برای یک آخر هفته در اردوگاه جمع شدند.

The campsite was surrounded by tall trees.

اردوگاه در محاصره درختان بلند بود.

We went hiking from the campsite to the nearby waterfall.

ما از اردوگاه به آبشار نزدیک پیاده‌روی کردیم.

The campsite provided basic amenities like toilets and showers.

اردوگاه امکانات اولیه مانند توالت و حمام در اختیار داشت.

The campsite was located in a beautiful natural setting.

اردوگاه در یک محیط طبیعی زیبا واقع شده بود.

We roasted marshmallows over the campfire at the campsite.

ما حول آتش اردوگاه، شیرینی مارشمالو درست کردیم.

The campsite had a designated area for RV parking.

اردوگاه دارای یک منطقه تعیین شده برای پارک RV بود.

The campsite had a stunning view of the mountains.

اردوگاه دارای منظره‌ای خیره‌کننده از کوه‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید