caustically

[ایالات متحده]/'kɔ:stikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که تند و انتقادی است، به طعنه یا تمسخر آمیز

جملات نمونه

Masses says caustically: Draft of? of Liao Nai of ammoniac ㄏ thin Bei resembles mummy " .

جماهیر به شدت و با طنز گفتند: پیش نویس؟ از لئو نای از آمونیاک ㄏ نازک بی شبیه به مومیایی .

To argue otherwise, one would have to believe in what the official caustically called “immaculate conception inflation”.

برای استدلال خلاف آن، باید به آنچه که مقام رسمی به طور گزنده «تورم مفهوم‌سازی بی‌نقص» نامید، باور داشت.

She spoke caustically about her ex-husband.

او به طور گزنده در مورد همسر سابقش صحبت کرد.

The critic caustically criticized the new movie.

منتقد به طور گزنده فیلم جدید را مورد انتقاد قرار داد.

He caustically remarked on his colleague's mistake.

او به طور گزنده به اشتباه همکارش اشاره کرد.

The boss caustically reprimanded the employee for being late.

مدیر به طور گزنده کارمند را به دلیل دیر رسیدن سرزنش کرد.

The teacher caustically remarked on the student's poor performance.

معلم به طور گزنده به عملکرد ضعیف دانش آموز اشاره کرد.

She caustically responded to the rude customer.

او به طور گزنده به مشتری بی ادب پاسخ داد.

The politician caustically criticized his opponent's policies.

سیاستمدار به طور گزنده سیاست های رقیب خود را مورد انتقاد قرار داد.

The journalist caustically questioned the government official.

روزنامه‌نگار به طور گزنده از مقام دولتی سؤال کرد.

He caustically remarked on the company's unethical practices.

او به طور گزنده به شیوه‌های غیراخلاقی شرکت اشاره کرد.

The comedian caustically joked about current events.

کمدین به طور گزنده در مورد وقایع جاری شوخی کرد.

نمونه‌های واقعی

'I can quite believe it, ' I remarked caustically.

'من می‌توانم کاملاً باور کنم،' من با لحنی تند گفتم.

منبع: Vancouver Legend

' said Mr. Grimwig, caustically; after an attentive perusal of Mr. Bumble's features.

' گفت آقای Grimwig، با لحنی تند؛ پس از بررسی دقیق چهره آقای Bumble.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

" Until one of your wheels came off, " said Bond caustically as they accelerated away again.

" تا زمانی که یکی از چرخ‌های شما جدا شد، " گفت Bond با لحنی تند، در حالی که دوباره سرعت می‌گرفتند.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

They've learnt, often through bitter experience, how misguided and deluded their own feelings may be and hence look rather skeptically and caustically upon them.

آنها اغلب از طریق تجربه تلخ آموخته‌اند که احساسات خود چقدر نادرست و فریبنده می‌تواند باشد و به همین دلیل با شک و تردید و لحنی تند به آنها نگاه می‌کنند.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

" And having already believed one confession you wouldn't care to believe another that contradicted the first one, " Hernandez said caustically.

منبع: The Long Farewell (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید