amicably

[ایالات متحده]/ˈæmɪkəbli/
[بریتانیا]/ˈæmɪkəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت دوستانه

عبارات و ترکیب‌ها

settled amicably

به‌طور دوستانه حل و فصل شد

جملات نمونه

They settled the dispute amicably.

آنها به طور دوستانه اختلاف را حل کردند.

They parted ways amicably.

آنها به طور دوستانه از هم جدا شدند.

The neighbors have always gotten along amicably.

همسایه‌ها همیشه به طور دوستانه با هم رفتار کرده‌اند.

They decided to end their partnership amicably.

آنها تصمیم گرفتند شراکت خود را به طور دوستانه تمام کنند.

The divorce was handled amicably.

طلاق به طور دوستانه انجام شد.

They amicably resolved their differences.

آنها به طور دوستانه به تفاوت‌های خود رسیدند.

The business partners parted amicably.

شرکای تجاری به طور دوستانه از هم جدا شدند.

The team members worked together amicably.

اعضای تیم به طور دوستانه با هم همکاری کردند.

The siblings shared the inheritance amicably.

خواهر و برادرها به طور دوستانه ارث را تقسیم کردند.

نمونه‌های واقعی

" Oh, I would never dream of assuming I know all Hogwarts'secrets, Igor, " said Dumbledore amicably.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

He smiled amicably at Ove and gestured cursorily at a chair in the middle of the floor.

او با روی خوش به اووه لبخند زد و به طور گذرا به یک صندلی در وسط اتاق اشاره کرد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Most people are able to resolve their matters amicably.

اکثر مردم قادرند امور خود را به طور دوستانه حل و فصل کنند.

منبع: Financial Times Podcast

Then if Scottie won't separate from us amicably, we'll make her do it forcibly.

در غیر این صورت، اگر اسکاட்டி به طور دوستانه از ما جدا نشود، مجبورش می‌کنیم این کار را به زور انجام دهد.

منبع: Suits Season 3

However, despite the initial misunderstanding, the situation was resolved amicably.

با این حال، با وجود سوء تفاهم اولیه، وضعیت به طور دوستانه حل شد.

منبع: 202323

In the end, the matter was resolved amicably.

در نهایت، این موضوع به طور دوستانه حل شد.

منبع: Collins-Longman-All

I'm hoping we can settle everything amicably, but I'm ready for a fight, if it turns ugly.

امیدوارم بتوانیم همه چیز را به طور دوستانه حل کنیم، اما اگر اوضاع وخیم شود، برای مبارزه آماده ام.

منبع: 2012 ESLPod

And most of the time we coexisted amicably enough.

و بیشتر اوقات به اندازه کافی به طور دوستانه با هم همزیستی داشتیم.

منبع: IELTS Listening Actual Test 15

But that requires some rules and guidelines to more amicably or peacefully resolve these conflicts, without having to go to court.

اما این امر مستلزم وجود قوانین و دستورالعمل‌هایی است تا این تعارضات را به طور دوستانه‌تر یا مسالمت‌آمیزتر حل شود، بدون نیاز به رفتن به دادگاه.

منبع: Business English Encyclopedia

" She stood on the balcony inexplicably mimicking him hiccupping and amicably welcoming him home." Okay?

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید