gently

[ایالات متحده]/'dʒentlɪ/
[بریتانیا]/'dʒɛntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای ملایم یا مهربانانه; به آرامی

عبارات و ترکیب‌ها

handle gently

با ملایمت رفتار کنید

speak gently

با ملایمت صحبت کنید

gently caress

به آرامی نوازش کنید

جملات نمونه

a gently babbling brook.

یک جویباری آرام و خنده‌دار

gently brush the surface to align the fibres.

به آرامی سطح را تمیز کنید تا الیاف هم‌تراز شوند.

a gently ascending forest track.

یک مسیر جنگلی به آرامی صعودی.

reheat gently to just below boiling.

به آرامی دوباره گرم کنید تا درست قبل از جوشیدن.

the Caribbean sea breaking gently on the shore.

دریاچه کارائیب که به آرامی روی ساحل می‌شکند.

the word was spoken with gently teasing mimicry.

کلمه با تقلید ملایم و شیطنت آمیز ادا شد.

simmer the sauce gently until thickened.

سس را به آرامی تا غلیظ شدن بجوشانید.

cook gently until the sauce is smooth.

تا زمانی که سس صاف شود، به آرامی بپزید.

stir in the flour and cook gently for two minutes.

آرد را اضافه کرده و به آرامی به مدت دو دقیقه بپزید.

gently wipe the lotion over the eyelids.

به آرامی لوسیون را روی پلک ها بمالید.

The road sloped gently to the sea.

جاده به آرامی به سمت دریا شیب داشت.

The land dips gently to the south.

زمین به آرامی به سمت جنوب شیب دارد.

The water was bubbling gently in the pan.

آب به آرامی در تابه در حال جوشیدن بود.

a gently curving stream

یک جریان به آرامی منحنی

A piano tinkled gently in the background.

پیانوی ملایم به آرامی در پس زمینه نواخته شد.

The rolling hills fall gently toward the coast.

تپه‌های ملایم به آرامی به سمت ساحل می‌رسند.

she relaxed, floating gently in the water.

او آرام گرفت و به آرامی در آب شناور شد.

0.3 ml of saline is gently flushed through the tube.

به آرامی 0.3 میلی‌لیتر محلول نمکی از طریق لوله عبور داده می‌شود.

a river that meandered gently through a meadow.

یک رودخانه که به آرامی در میان یک چمنزار پیچ و تاب می‌خورد.

the ground shelved gently down to the water.

زمین به آرامی به سمت آب شیب داشت.

نمونه‌های واقعی

'I am Jane Eyre, aunt, ' I told her gently.

'من جین ایر هستم، خاله،' به آرامی به او گفتم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

He took my hand and rubbed it gently.

او دستم را گرفت و به آرامی مالش داد.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Towels and hairdryers Dry your hair gently with a towel before using the hairdryer.

حوله و سشوار. قبل از استفاده از سشوار، موهای خود را به آرامی با حوله خشک کنید.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 10 First Semester

Move that joystick gently to your right.

به آرامی آن جوی استیک را به سمت راست خود حرکت دهید.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

You should just push them away gently.

شما فقط باید آنها را به آرامی کنار بزنید.

منبع: Bill Gates on Reading

Paul held his new baby gently in his arms.

پل نوزاد جدیدش را به آرامی در آغوش گرفت.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

You should treat the child more gently.

شما باید با کودک بیشتر با ملایمت رفتار کنید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

When you touch your face, you do it gently.

وقتی صورت خود را لمس می کنید، آن را به آرامی انجام می دهید.

منبع: Idol speaks English fluently.

The two parts then came together " very gently" .

دو قسمت سپس به آرامی و با ملایمت به هم نزدیک شدند.

منبع: VOA Slow English Technology

And he pushed her gently towards the staircase.

و او را به آرامی به سمت پله‌ها هل داد.

منبع: Madame Bovary (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید