certify

[ایالات متحده]/ˈsɜːtɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈsɜːrtɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تأیید کردن

برای ارائه گواهی یا تأیید به، تأیید یا اثبات کردن؛ صدور گواهی برای

عبارات و ترکیب‌ها

certified document

سند تایید شده

جملات نمونه

The company will certify the authenticity of the product.

شرکت اصالت محصول را تأیید خواهد کرد.

She needs to certify her identity before accessing the secure area.

او باید قبل از دسترسی به منطقه امن، هویت خود را تأیید کند.

The doctor will certify that the patient is fit to travel.

پزشک تأیید خواهد کرد که بیمار برای سفر مناسب است.

The government agency will certify the qualifications of the applicants.

سازمان دولتی صلاحیت متقاضیان را تأیید خواهد کرد.

He is planning to certify his skills with a professional certification.

او قصد دارد مهارت های خود را با یک گواهی حرفه ای تأیید کند.

The school will certify the completion of the course with a diploma.

مدرسه با ارائه مدرک فارغ التحصیلی، تکمیل دوره را تأیید خواهد کرد.

The laboratory will certify the test results as accurate.

آزمایشگاه نتایج آزمایش را دقیق تأیید خواهد کرد.

The notary public will certify the authenticity of the signature on the document.

نویسنده عمومی اصالت امضای سند را تأیید خواهد کرد.

The restaurant must certify compliance with health and safety regulations.

رستوران باید مطابقت با مقررات بهداشت و ایمنی را تأیید کند.

The auditor will certify the financial statements of the company.

بازرس صورت های مالی شرکت را تأیید خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید